من و همسرم در اروپا
اینجا دفترچه خاطرات منه و می نویسم تا همه چیز برای همیشه در یادم بمونه.

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

امروز ( 24 فوریه ) رفتیم برای اسکن مربوط به تشخیص سندروم داون، ساعت 2:45 وقت داشتیم و رأس ساعت رسیدیم همون خانم قبلی اومد و اسمم رو صدا کرد رفتیم به اتاقش خودش و همکارش رو معرفی کرد و ازم خواست دراز بکشم و همکارش شروع کرد.

ای خدااااااااا نی نی رو دیدیم، سرش بدنش پاهاش دستاش ... اینقدر حسم قشنگ شد که حد نداشت این نی نی ما بود مال ما، همه اندام هاش سر جاش بود هی توی این سایت ها می خوندم توی فلان هفته چه اندام هایی شکل گرفتن و چه تحولاتی ایجاد شده اما تا امروز خودم توی مونیتور ندیدم باور نمی کردم که مثلاً نی نی ما هم الان برای خودش چشم داشته باشه! بچه ام شکل آدم فضایی ها بود  یعنی سرش از بدنش بزرگتر بود دست و پاهاش هم سیخ بود! یه جا که صورتش رو از نزدیک نشون داد چشم هاش خود خود آدم فضایی بود یعنی بادومی بود و بینشون هنوز فاصله داشت انگار زل زده بود به دوربین، آخ بگردم اون چشماتو مامان جان! همسر که عینکش رو فراموش کرده بود بیاره اولش چشماش رو ریز می کرد تا دقیق تر ببینه دکتر هم ازش خواست صندلیش رو بیاره جلوتر وقتی اومد جلو تازه قد و بالای شازده شو واضح دید و خنده اش گرفته بود، خنده که نه یه حس خاص که منم داشتم و تلفیقی بود از دوست داشتن شدید و لبخند و ابراز احساسات، دکترها که دیدن احساساتی شدیم اونا هم گفتن آره این بچه تونه ببینید دست و پا و صورت داره اینم شکمشه لاولی هم هست! تازه من بند نافش رو هم دیدم حالا تصویر سیاه و سفید بود ها اما خوب آدم وقتی مامان می شه از توی سیاهی ها هم می تونه بچه اش رو کامل ببینه! یه جا کامل داشتیم می دیدیم بچه که انگار دراز کشیده یک تکون خورد یعنی تمام بدنش رو به بالا حرکت کرد و با ناباوری دیدیم که دست و پاهاش رو هم تکون داد به همسر گفتم ببین الان هم لگد می زنه ها ولی چون خیلی کوچولوئه من هنوز متوجه نمی شم، از دیدن تکونش خیلی سورپرایز شدیم فکر کنم بچه ام دوست نداشت این دستگاهه روی شکمم هی اینور اونور بره قلقلکش اومده بود! دکترها هم خنده شون گرفته بود.

این مرحله حدود 20 دقیقه طول کشید بعد دکتر ازم خواست مثانه ام رو خالی کنم تا اندام ها رو دقیق اندازه گیری کنه، این کار رو هم انجام دادیم ای خدا استخون رونش فقط 1.5 سانت اندازه اش بود فکرش رو بکنید چقدر کوچولوئه  تازه آخرش 4 تا عکس از بچه در حالت های مختلف بهمون داد که الان هی نگاه می کنم هی قربون صدقه اش می رم.

اسکن که تموم شد دکتر گفت چون وارد هفته 14 بارداری شدم نتونستن درست سندروم داون رو تشخیص بدن و برای این کار دیر شده ( باید بین هفته 11 تا 13 و 6 روز انجام می گرفت و من فقط 3 روز دیرتر رفته بودم ) برای همین منو فرستادن به اتاق آزمایش خون و دوباره یکی اومد ازم کلی خون گرفت، ناراحت شدیم که اسکن نتونسته دقیق برآورد کنه اما چاره ای نیست فعلاً خدا رو شکر همه چیز بچه نرمال تشخیص داده شد و قرار شد نتیجه آزمایش رو بهم بعد اطلاع بدن خدا کنه مشکل خاصی در بین نباشه دکتر گفت اگه لو ریسک باشه تا نهایت 3 هفته دیگه نامه براتون میاد اما اگه های ریسک باشه تا 5 الی 7 روز دیگه باهاتون تماس می گیریم حالا توی این هیر و ویر تلفن هم خراب شده، یک گوشی دیگه ( اینو ) به آمازون سفارش دادیم و برامون آوردن اما دیروز که داداشم بهم زنگ زده بود باز زنگ نمی خورد و تازه فهمیدیم ایراد از خود خطه نه گوشی حیف پول که بیخودی به این گوشی جدید دادیم حالا شد سه تا گوشی توی این خونه فسقلی، فردا و پس فردا هم که تعطیله باید دوشنبه صبح با BT تماس بگیریم تا بیان درستش کنن اصلاً همین که این اسکن عقب افتاد به خاطر همین تلفن بود دیگه وگرنه سلینا اینقدر سعی کرده بود زودتر با من تماس بگیره و موفق نشده بود اینقدر دلم می سوزه که الکی اسکن به این مهمی رو فقط به خاطر خرابی خط از دست دادم . حالا دیگه از زنگ تلفن می ترسم هرچند دلیل خاصی برای ترس وجود نداره هم سن من زیر 35 ساله هم کسی توی دو تا فامیل چنین نقصی نداشته هم من و همسر با هم نسبت فامیلی نداریم.

_______________________________________

یک دنیا تشکر می کنم بابت پیشنهادات شما در پست قبلی، خداییش اسامی پیشنهادیتون اکثراً زیبا و عالی و مطابق معیارهای ما هستن، کامنت هاتون بیشتر از صد تا سایت اسم بهمون کمک کردن، تا حالا چند تا اسم دختر خیلی خوشگل از بین پیشنهادات انتخاب کردم که یکیش امتیاز بیشتری از بقیه آورده یعنی این اسم از چند جهت به معیارهای ما می خوره به همسر هم که گفتم گفت خیلییییییی قشنگه اصلاً گیر داده همینو بذاریم  اسم پسرونه هم چند تا انتخاب کردم و هنوز اسمی بالاترین امتیاز رو نیاورده و همه در یک سطحن، می خوام توی این ویکند دونه دونه اسم هاتون رو برای همسر بخونم و در موردشون بحث کنیم و بهشون امتیاز دقیق بدیم تا برن برای مرحله نیمه نهایی! خلاصه که مرسیییییییی، بازم اگه اسمی به ذهنتون می رسه پیشنهاد بدین هر چی بیشتر بهتر، لطفاً کامنت اسم رو توی خود پست پایین بذارین تا پراکنده نشه و همشون رو یکجا داشته باشم، وای که چه خوبه آدم دوستایی مثل شما داشته باشه .


نوشته شده در تاریخ جمعه 5 اسفند 1390 توسط امی | 29 نظر