X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

برای خودم ( روزمره های نوروزی )

روز سوم عیده اما ما که بخش زیادی از این سه روز رو مشغول کار بودیم یعنی برای ما روز کاری محسوب می شه. همین امروز صبح در حالی که با همسر مشغول کار بودیم بهش گفتم نگاه کن تو رو خدا الان توی ایران همه دارن آماده می شن برن مهمونی یا مهمون براشون بیاد اون وقت ما اینجا داریم چکار می کنیم! اگه دوستای ایرانیمون نبودن و با اونا رفت و آمد نداشتیم که اصلاً حال و هوای عید رو حس نمی کردیم اما با اونا جمع های دور همی و آجیل و شیرینی یکم از بوی نوروز رو به خونه آوردیم.

روز اول عید که شنبه بود برنامه همیشگی شنبه هامون رو داشتیم یعنی رفتن به مرکز شهر و قدم زدن و هواخوری و ناهار رو بیرون خوردن و نیمه دیگه روز هم باز کار بنابراین برامون فرقی با شنبه های قبل نداشت، روز دوم عید که دیروز باشه خونه موندیم و باز کار و تمیز کاری شب هم که مهمون داشتیم و یک ساعتی رو با اونا گذروندیم که خوب بود امروز که روز سومه هم هیچی یعنی از همون برنامه های کوچیک دو روز قبل هم خبری نیست و یک روز کاملاً معمولی محسوب می شه هوا هم همچنان سرده ولی خوب من دیگه به این نوروزهای بی روح به میزان زیادی عادت کردم چند ساله که نوروز من از پنجره اینترنت و دیدن عکس ها و فیلم های نوروزی می گذره، همینه که هست دیگه، چکار می شه کرد؟

جالبه که برای شب عید رفتیم خونه دوستامون اما درست لحظه سال تحویل همگی توی آشپزخونه بودیم و مشغول حرف زدن به طوری که نفهمیدیم کی سال جدید از راه رسید یهو من دیدم چند دقیقه هم گذشته بقیه رو خبر کردم رفتیم پای تی وی دیدیم ای داد ... منو باش که می خواستم حتماً از اون لحظات فیلم بگیرم! عیبی نداره همینم خاطره شد.

اینم از نوروز ما همش کار و کار و کار ...


  • جعبه جادویی