X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

چطور مولد روی دیوار رو از بین ببریم؟

یکی از اتفاقاتی که در خونه های انگلیس به دلیل قدیمی بودن و رطوبت هوا می افته اینه که روی دیوارها یا توی حموم گاهی کپک های سیاه می زنه که برای سلامتی خیلی بده و ممکنه تولید آسم یا ناراحتی های پوستی و تنفسی کنه. ما وقتی تازه اومده بودیم نمی دونستیم باید با اینا چکار کنیم و کلی توی اینترنت گشتیم تا متوجه شدیم اسپری های مخصوصی برای پاک کردن اینا وجود داره تحت عنوان « مولد اند میلدو ریموور ».

 خونه قبلی هم به دلیل قدیمی بودن هرچند داخلش رو بازسازی کرده بودن اما به طرز خیلی بدی مولد یا همون کپک زد و یک اسپری کامل رو برای شستشوی دیوارها استفاده کردیم. این خونه فعلی چون قدمت کمتری داره مولد نداشت اما چند روز گذشته یهو بخشی از دیوار حموم شروع کرد به سیاه شدن و ظرف سه چهار روز کلی پیشروی کرد. منم این اسپری رو خریدم و از شرش راحت شدم، برند دیتول رو هم بهتون پیشنهاد می کنم که خیلی باکیفیته:



این محصول ( با برندهای مختلف ) رو همه فروشگاه ها دارن اما اگر می خواید اینترنتی خرید کنید توی ایبی یا آمازون عبارت « Mould and Mildew Remover » رو سرچ کنید.

خواستم به دوستانی که به تازگی به این کشور اومدن یا هر جای دیگه که هستن و این مشکل رو پیدا کردن این رو معرفی کنم تا مثل ما وقت برای پیدا کردن راه حل صرف نکنن مخصوصاً هفته های اول که به یک کشور دیگه می رید اینقدر مسأله جدید سر راهتون قرار می گیره که تمام وقت و انرژی شما رو صرف می کنه و جا برای این چیزای کوچیکتر باقی نمی مونه.

این مطلب رو به پست « سؤالاتی در مورد زندگی در انگلستان » اضافه می کنم.


 

 _____________________________________________


سلام کوچولوی من، خیلی وقت بود برات ننوشته بودم ببخشید مامان درگیر بودم وقت نشد.

تو چرا هر چی می گذره شیرین تر می شی؟! همش به خودم می گم از این شیرین تر دیگه امکان نداره اما باز یه مدتی که می گذره یک کار جدید یا حرف جدید یا ادای جدید یاد می گیری و به شیرینی هات اضافه می کنی.

این روزا از صبح تا شب همش بهم سفارش می دی که فلان خوردنی رو برات بیارم: ماما کیک بده، ماما آب بده، ماما پاپ کورن بده، ماما سیب بده، ماما مایی ( ماهی ) بده، ماما آب پینک ( شربت توت فرنگی ) بده، ماما این بده ماما اون بده ... بیشتر از هر چیزی هم شیرعسل و ماهی رو سفارش می دی، اولی رو بین وعده های غذاییت می خوای دومی رو وقتی گرسنه ات می شه، امروز که به هر دو زبون گفتی که حتماً برات بیارم: ماما مایی بده و بعد بلافاصله: ماما فیش بده!

دو هفته است دیگه خواب ظهر رو تقریباً گذاشتی کنار و هر کاری می کنم نمی خوابی، شاید به دلیل اینه که روزا بلند شده و تو وقتی می بینی هوا روشنه خوابت نمی بره این برای منم که عادت به خواب ظهر دارم سخته، بابایی می گه تو بخواب ولی من نمی تونم یک بچه کوچیک رو به امون خدا ول کنم و بخوابم اینه که دراز می کشم و چشم هام رو می ذارم روی هم گاهی هم چرتی می زنم که می چسبه ولی کافی نیست چون همه حواسم بازم بهته، امروز که نذاشتی همونم باشه و صدام کردی و مسواکت رو خواستی، آخه داشتی فیلم مسواک زدن می دیدی! منم بعدش دیگه رفتم به کارای دیگه ام برسم اما الان با نوشیدن یک پاینت چای و یک فنجون قهوه همچنان خسته ام. بعد از اینکه از شیر گرفتمت خواب شبت کاملاً درست شد و الان تا صبح یکسره می خوابی بعضی شب ها هم ممکنه فقط یک بار بیدار بشی ولی تا توی آغوشم می گیرمت زود خوابت می بره و اذیت نمی کنی اما عادت خواب ظهرت رو داری از دست می دی.

بابایی چند وقتیه که برات وقت بیشتری می ذاره، برای حموم بردنت وان رو پر می کنه و خودش هم باهات می ره توی وان گاهی تا دو ساعت تمام می شینه که حسابی آب بازی کنی و خسته بشی منم توی اون فاصله به کارهام می رسم و بعد که خسته شدی میام و می شورمت و از حموم بیرون میارمت.

شب ها هم وقتی بابایی از سر کار میاد خونه یک ساعت و گاهی بیشتر باهات بازی می کنه برای همین خیلی با بابایی مأنوس شدی و روزا دلت براش تنگ می شه امروز که چند بار گفتی بابا بیات باسی کنیم! یا گفتی ماما فیلم بابا بذار ... پیغامت رو به بابایی رسوندم کلی برات قلب فرستاد و قربون صدقه ات رفت، الانم توی راهه تا بیاد و پدر و دختر بازی تون رو شروع کنین!

راستی خیلی وقت بود می خواستم عکس دو تا از اولین کتاب هایی که برات خریدیم رو به یادگار برات بذارم اما یادم می رفت این کتاب ها رو بیشتر از یک سال پیش برات خریدیم و تو خیلی دوستشون داری از توشون برات هزار بار قصه گفتم قصه هایی که هر دفعه با دفعه قبل فرق می کنن تا برات تنوع داشته باشن و خسته نشی قصه هایی که فقط با نقاشی های کتاب هماهنگن!



البته الان از اون کتاب سمت چپی تقریباً چیزی باقی نمونده چون ستاره اش رو که فشار می دادی روشن می شد و برات موسیقی خواب پخش می کرد و تو خیلی اون ستاره رو دوست داشتی و دمار از روزگارش درآوردی! می خوام وقتی رفتیم ایران برات چند جلد کتاب فارسی هم بخرم مخصوصاً اونایی که شعرها و داستان های دوره بچگی ما رو بازگو می کنن، مثل حسنی نگو یه دسته گل و ...

چند روزیه به آهنگ « من و تو » از شهاب تیام علاقه پیدا کردی و وقتی پلی می شه از جات تکون نمی خوری و با علاقه گوش می دی، وقتی هم بخش زیر از آهنگ رو که حرف دل من نسبت به تو عروسکمه برات می خونم می خندی و هیجان زده می شی:

 

من که لبا و چشا و نگاتو 

گردی اون صورت ماتو ( ماهتو )

به همه دنیا نمی دم نه


همه می دونن عاشقتم من

همه می دونن همه می دونن


الان اتفاقاً داری همین آهنگ رو از توی لپ تاپت گوش می کنی عزیزکم، آره همه می دونن عاشقتم من ....

ااا بابایی اومد بیا بریم به استقبالش مامان ....


  • جعبه جادویی