X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

یاد اون سال ها به خیر

بچه که بودیم هر سال ماه رمضون ماقوت جزئی جدا نشدنی از سفره افطارمون بود. عاشقش بودیم نمی دونم مال کجاست یک جا خوندم که مال یزده و نمی دونم مامانم دستور تهیه اش رو از کجا و چه کسی گرفته بود اما هر چی که بود اون گلاب و زعفرون ازش معجون خوشمزه ای ساخته بود. امسال برای اولین بار هوس کردم خودم درست کنم دستور پختش توی اینترنت زیاده یکی رو انتخاب کردم و از روش درست کردم انصافاً خیلی خوشمزه شد.

امشب برای دومین بار درست کردم و کوچولوی مامان هم خیلی خوشش اومد و یک بشقاب پر خورد.

عکس هاش رو برای یادگاری توی وبم می ذارم تا حال و هوای دم افطار رو به وبم آورده باشم هرچند روزه نمی گیرم اما همیشه عاشق حال و هوای موقع افطار بودم و هستم:




دستورش رو از اینجا گرفتم و ممنونم از نویسنده اش.

 

 _________________________________________________


مامانی تو خیلی پنجره قدی توی هال رو که به خیابون مشرفه دوست داری، خونه ما هم طبقه همکفه برای همین می تونی از اونجا همه رفت و آمدها رو زیر نظر داشته باشی. روزها دقیقه های زیادی رو می ری پشت پنجره منم برای راحتی تو تمام اسباب بازی هات رو ریختم توی دو تا سبد و گذاشتم کنار پنجره که وقتی می ری اونجا همزمان با اسباب بازی هات هم بازی کنی، اونجا دیگه برای تو شده قسمت محبوب خونه هم پره از اسباب بازی و هم به کوچه و مردم و ماشین هایی که رد می شن نگاه می کنی و برات فانه. بعضی وقتا مردم در حال رد شدن به تو نگاه می کنن و لبخند می زنن و تو هم بهشون می خندی. گاهی رنگ ماشین هایی که رد می شن رو می گی، عاشق رنگ هستی و معلومه دنیا از نگاه تو یک جاییه پر از رنگ و شکل تو حتی به خودت می گی مو مشکی و به نی نی های موطلایی مردم می گی مو زرد! یعنی مشخصه اولی که توی هر چیزی به چشمت میاد رنگ اونه!


امروز داشتم توی آشپزخونه غذا درست می کردم و هدفون روی گوشم بود و داشتم به یک برنامه گوش می دادم بعد دیدم صدای نجوای تو میاد برگشتم و دیدم تو باز پشت پنجره هستی و داری سرخوشانه برای خودت شعر می خونی و به درخت ها نگاه می کنی، عاااااااااااشق این آواز خوندن های تو هستم که معلوم نیست ریتمشون رو از کجا می گیری و اصلاً داری چی برای خودت می گی! همین خیلی بامزه ات می کنه، اینقدر حس خوب بهم دست داد که با دست تمیزم هدفون رو از روی یک گوشم کنار زدم تا آواز کودکانه تو رو از دست ندم، ترکیب جالبی شده بود شنیدن صدای مجری برنامه از گوش راست و شنیدن نوای آسمونی یک فرشته مامانی از گوش چپ و البته که صدای مجری رفته بود توی پس زمینه!

عشقمی مامان ...

نظرات (111)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام خانوم امی.
من یه خواننده خاموشم. چه به موقع هم رسیدم.
این سری چند بار اومدم نظر بذارم که بسته بود

خواستم بگم وب خوبی دارید. مثل یک رمان بلند بالاست. گاهی فراز و گاهی فرود. اما احساس قشنگ مادرانه همیشه توش موج میزنه.

با آرزوی بهترین ها.
چهارشنبه 17 تیر 1394 ساعت 09:51 ب.ظ
پاسخ:
سلام دوست من، خیلی خوش اومدی .
با این توصبفات باید خوشمزه باشه...کساییکه تو ماه رمضون نمیتونن روزه بگیرن میتونن قران بخون..به نیازمندا کمک کنن و دعا گوشون باشن...چرا که اجر این کار وحس خوبش چند برابر ماه های دیگه اس...منم عاشق دنیای رنگی و شیرین بچه ها هستم...همیشه دنیا ت رنگی رنگی با شه دخترک نازنین
چهارشنبه 17 تیر 1394 ساعت 09:51 ب.ظ
پاسخ:
مرسی نرگس جان.
سلام
ما هم یه چیزی توی این مایه ها درست میکنیم ولی بهش میگیم مشکفی! مشکفی آب نداره و فقط با شیر درست میشه. میشه با چند رنگ و طعم مختلف هم درست کرد و لایه لایه توی یه ظرف ریخت. امتحان کن
چهارشنبه 17 تیر 1394 ساعت 10:18 ب.ظ
پاسخ:
تا حالا اسم مشکفی رو نشنیده بودم جالبه که من ماقوت رو برعکس فقط با آب و بدون شیر درست کردم.


منم عاشق حال و هوای ماه رمضونم با اینکه روزه نمیگیرم
چه سوپ خوشرنگی حتما به مامانم میگم درست کنه واسم

زندگیتون سرشار حس خوب و ارامش
چهارشنبه 17 تیر 1394 ساعت 10:41 ب.ظ
پاسخ:
مرسی زهرا جان این که سوپ نیست عزیزم! سوپ که گلاب و زعفرون و شکر نداره این نوعی دسر محسوب می شه که وقتی سرد می شه مثل ژله به نظر میاد.
سلام
همیشه پاینده باشید
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 12:39 ق.ظ
پاسخ:
سلام
ممنونم.
چه جالب ، دختر من هم اولین چیزی که توجه اونو به خودش جلب میکنه ، رنگ هاست .... انشالله زندگی این جوجه های کوچولو ومهربون با رنگ های شاد و زیبا مزین بشه .
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 01:03 ق.ظ
پاسخ:
انشالاااااااااااا .
سلام عزیزم
منم تو استرالیا وبتو می خونم و از نوشته هات لذت میبرم
شرمنده ام ی نکته به ذهنم رسید لازم بود به روزه نگرفتنتون تصریحا اشاره کنید ببخشید این نکته رو گفتم چون واقعا برام ابهام داشت...
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 01:20 ق.ظ
پاسخ:
سلام، من که متوجه منظور شما نشدم، الان جمله تون خبری بود یا سؤالی؟ اگه سؤالی بود باید بگم اشکالش چیه؟ یعنی کسی حق نداره بگه روزه نیست؟!!
خیلی ماهی.....واسه همین موقع افطار یادت میکنم.
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 03:40 ق.ظ
پاسخ:

خیلی ممنونم ازت عزیزم.
یعنی زبون روزه جوری برا نی نی ات ضعف رفتم که......
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 04:43 ق.ظ
پاسخ:
ای جان ...
روزه ات قبول شاهپری جان.
ای جانم به این فرشته. کاش صداش رو ضبط کنی و برامون بذاری تا ما هم صدای یه فرشته رو بشنویم
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 04:55 ق.ظ
پاسخ:
اگه بفهمه دارم ازش فیلم می گیرم معمولاً ساکت می شه!
noshe jonetoon azizan
halo havaye dame eftar vaghean ghashange
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 06:18 ق.ظ
پاسخ:
مرسی مریم جونم، واقعاً حس و حال خاصی داره پارسال ماه رمضون ایران بودم و بعد از چند سال دوباره توی اون فضا قرار گرفتم اما امسال که برم دیگه ماه رمضون تموم شده.
به به ماقوت !
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 06:23 ق.ظ
پاسخ:
می شناسیش مرسده؟ گویا خیلی از دوستان نمی دونستن چیه.
سلام. چه ماقوت خوش آب و رنگی. نوش جااان.
ماهم چندسال پیش ها که خواهرم ازدواج نکرده بود هرسال ماه رمضون ماقوت درست می کرد برامون...
واقعا هیچ صدایی به قشنگی آواز کسی که عاشقانه دوسش داریم نیست.
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 06:49 ق.ظ
پاسخ:
شادی برای من زیباترین صدای عالم صدای دخترمه، یک صدای بچه گونه نرم و مخملی که وقتی می شنومش دلم می خواد ارتعاشات صداش رو توی هوا ببوسم و ببلعم، حسیه توصیف نشدنی ...
نوش جونتون عزیزم... آفرین.. مامان من هم همیشه درست می کنه.. راستی اونجا گلاب پیدا کردی؟؟؟ چه خوب من اینجا ندیدم.. زعفرون دارم ااما گلاب نه... شاید هم هست من پیدا نکردم.
امی جون ایشالا همیشه شاد و خوشبخت و سلامت باشید. نوش جون
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 06:51 ق.ظ
پاسخ:
مرسی مهسا جان، آره گلاب و نشاسته و اینطور چیزا رو از سوپر مارکت ایرانی می خرم.
سلام واقعا دنیای بچه ها و این کارهای سرخوشانه شان خیلی به آدم میچسبه. سلامت باشه انشاالله
یه سوال در مورد برنامه سلامت بچه ها توی اروپا داشتم اونجا هم به بچه ها قطره های ویتامین و آهن میدن و واقعا آهنشون به همین شکل و مزه ایرانی هاست؟ و واکسن هاشون تزریقی؟
ادامه سوال از چند سنی قطره و مکمل میدن و چه مکملهای مورد تائید هستن؟ مرسی عزیزم توی نوشته هات نتونستم این موضوعو پیدا کنم واسه همین پرسیدم ببخشین که توی زحمت میافتین
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 07:52 ق.ظ
پاسخ:
پری جان به این سؤال خیلی توی کامنت ها جواب داده بودم.
اینجا برخلاف ایران به بچه به هیچ عنوان بی دلیل قطره آهن یا مولتی ویتامین نمی دن تنها چیزی که می دن یک نوع قطره است حاوی سه ویتامین ای سی و دی، به دلیل کمبود آفتاب روی ویتامین دی خیلی تأکید دارن. این قطره از 6 هفتگی تا 5 سالگی باید به بچه داده بشه اگه کسی بخواد مولتی ویتامین هم جدا بده باید خودش از داروخونه بخره و معمولاً پزشک تجویز نمی کنه مگر اینکه آزمایشات نشون بدن که بدن بچه کم داره، من شخصاً قطره شربت یا قرص آهن مخصوص بچه ها توی داروخونه و برای فروش بدون نسخه ندیدم و پیدا نکردم فکر می کنم اونم حتماً باید در صورت نیاز و با نسخه پزشک باشه.
واکسن ها هم تزریقی هستن فقط واکسن آنفولانزا رو برای بچه های 2 تا 4 ساله پارسال به صورت اسپری دادن، یعنی یک اسپری کوچیک توی بینی و تمام البته برنامه واکسیناسیون اینجا با ایران فرق داره مثلاً واکسن BCG ( سل ) رو اینجا به بچه ها نمی زنن چون این بیماری اینجا ریشه کن شده من مجبور شدم دخترم رو ببرم ایران و این واکسن رو خارج از برنامه براش بزنم.
سلام!
اوه ماقوت؟ اولین باره اسمشو میشنوم، اول فکر کردم اسم دیگه ی شله زرد با دیدن عکس کلا نظرم عوض شد!!!..........
به هر حال نوش جونتون،به نظر که خیلی خوش مزه میاد!

+پیرو پست "باز هم سلام به ایران" : خیلی خوشحالم که دارین میآین اینجا ، از اینکه فاصله ها کمتر میشه و حداقل مشترکا از هوای کشور خودمون نفس میکشیم حس خوبی میگیرم، هرچند ما همدیگه رو نمیبینیم ولی اینکه قراره به هم نزدیکتر شیم و دوست دارم!!

شاد باشید
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 08:18 ق.ظ
پاسخ:
سلام مرجان عزیز، آره شبیه شله زرده ولی اون نیست.
تو دیگه خیلی محبت داری، مرسی منم خوشحالم که اینطوری به خیلی از خواننده هام از نظر مکانی نزدیک تر می شم.
امی جان عاشق اینم که ازکارهای نینی تعریف میکنی.دلم ضعف میره براش.انشالله همیشه سالم و سلامت باشین کنار هم.از طرف من ببوسش
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 08:33 ق.ظ
پاسخ:
فدات شم، چشم .
سلام
چه خوب که امروز به وبلاگت سر زدم و اول اینکه پستای قشنگتونو خوندم و دوم اینکه با یه دسر جدید آشنا شدم چون الان چند وقتی هست که از غذاها و دسرهای تکراری خسته شده بودم و دنبال دسر جدید میگشتم.
مرسی از اینکه مارو تو دل نوشته هات شریک میکنی.
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 08:39 ق.ظ
پاسخ:
خوشحالم دستور پخت این دسر به دردت خورد عزیزم، درست کردنش هم راحته امیدوارم از طعمش خوشت بیاد.
نوش جانتون، لحظه های افطار حس خوبی داره.
چقدر خوبه این پنجره های رو به خیابون. کاملا حس خانوم کوچولو رو درک میکنم من هم عاشق پنجره اشپزخونه مون هستم که رو به خیابون هست . موقع کار تو اشپزخونه یه چشمم به رفت امد مردم و کلی ماجرا داریم هر روز تو این خیابون!
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 09:13 ق.ظ
پاسخ:
مرسی عزیزم.
آره دل آدم باز می شه البته من از اینکه هر کی رد می شه یک نگاه هم به توی خونه میندازه چندان خوشم نمیاد مخصوصاً که پنجره قدیه و تمام خونه حتی موکت هم از توی خیابون معلومه! ولی خوب همینکه ضمن کارهام مردم رو می بینم و گاهی به هم لبخند می زنیم دلم باز می شه.
به به، به نظر خوشمزه میاد باید درست کنم. مرسی گه دستور پختشو گذاشتی عزیزم. وای نازی دقیقا مثل دختر خواهرشوهرم اونم همش آواز میخونه گاهی وقتا یه شعرایی از خودش درمیاره که دهنت باز می مونه من که میگم اینجور بچه ها اگه ذوقشونو کور نکن شاعر میشن صددرصد امیدوارم همیشه تنش سالم باشه عزیزم و لبش خندون و سایه پدر و مادرش همیشه بالای سرش باشه عزیزم
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 09:38 ق.ظ
پاسخ:
مرسی پریسا جان، پس اون کوچولو قراره چه آتیشی بسوزونه توی عروسیت .
اول اینکه نوش جان مامان امی خوش قلب و مهربون
و بعد هم اینکه عاشق ادامه ی مطلبا هستم،لطیف و خوندنی و قابل لمس و شیرین
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 09:41 ق.ظ
پاسخ:
مرسی نفس جان، یعنی نفسی ها .
سلام امی جان
نوش جانتون
امیدوارم ایران خوش بگذره
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 09:44 ق.ظ
پاسخ:
مرسی هیوا جان، خوشحالم بعد از مدت ها اینجا دوباره می بینمت.
سلام امی جان
یعنی قشنگ تر از مادر بودن هم حسی هست؟

امیدوارم نی نی عزیز همیشه دنیا رو رنگی رنگی ببینه و همیشه جهان براش جای قشنگ و هیجان انگیزی باشه
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 10:24 ق.ظ
پاسخ:
ممنون عزیزم، خدا کنه این بچه ها خوشبخت بشن و این روزهای بی دغدغه کودکی توی بزرگسالی شون هم ادامه پیدا کنه.
سلام امی جون ایشالا ک ایام ب کام باشه دوستم
راستشو بخوای اینجا روزه داری واقا مشکل شده و چیزی حدود هیجده نوزده ساعت روزه داری واقا سخته واسمون ولی تحمل میکنیم دیگه.
وای من اصلا ماقوت دوس ندارپ شله زرد و خیلی بیشتر دوس دارم. نوش جونتون ه
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 11:53 ق.ظ
پاسخ:
مرسی مینا جان، روزه هات قبول باشه. من ماقوت رو بیشتر دوست دارم چون برنج نداره کمتر چاق می کنه و زودتر هضم می شه هرچند شله زرد هم خوشمزه است.
واسه افطار شوهرم درس کنم ببینم چجوریه خیلی هوس کردم
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 01:19 ب.ظ
پاسخ:
درست کردی الهام؟ امیدوارم خوشت بیاد.
سلام
امی نازنین
ممنون ازت بابت عکسهای این وب
راستی شمال آمدی من در خدمتم
ایمیلم ودارید ?
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 02:04 ب.ظ
پاسخ:
سلام عزیزم
ای جونم به این مهمون نوازی شماها، شمال که قراره بیایم اما فکر نمی کنم بتونم اونهمه آدم رو قال بذارم و با دوستان دیدار کنم یعنی نمی دونم باید چی بهشون بگم چون هیچ کس نمی دونه وبلاگ دارم اما واقعاً دوست داشتم می تونستم با دوستان ساکن ایران قرار وبلاگی بذارم حتماً خیلی به همه مون خوش می گذشت.
سلام امی معذرت من نمیدونستم سیستم بلاگ اسکای انقدر باحاله !! الان متوجه شدم واقعا معذرت میخوام

گفتم خصوصی آخه ربطی نداشت به پستی که گذاشته بودی .
این ماقوت چقد خوشمزس من اولش فکر کردم شبیه شعله زرده خودمونه ولی دستورش بیشتر شبیه دسر مشکافی بود یعنی چیزی بین این دوتا

بوس برای کوچولوی ناز مو مشکیت
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 05:19 ب.ظ
پاسخ:
اشکالی نداره مهدیس جان، من که کار خودمو کردم و خصوصیت رو حذف نکردم .
یکی دیگه از دوستان هم گفت مشکافی تا حالا این اسم رو نشنیده بودم ولی حتماً اونم خوشمزه است کلاً هرچیزی که توش گلاب و زعفرون و شکر باشه خوشمزه است وای یاد بستنی زعفرونی افتادم یهو .
سلام امی جان , من تازه ۲تا پستتون را دیدم , اول اینکه چقدر خوب که دارید میرید ایران. انشاالله که بهتون حسابی خوش بگذره و یک استراحت کامل بکنید و با انرژی برگردید. دوم اینکه چقدر این چیزی که درست کردید خوشگل و خوش مزه به نظر میرسه, من تا حالا نخوردم اما کاملا وسوسه شدم برای خودم درست کنم, مرسی که دستورشم گذاشتین . همیشه شاد و خوش باشید.
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 05:42 ب.ظ
پاسخ:
سلام بنفشه جان، حتماً درست کن کاری نداره ولی خوشمزه است و برات تنوعی محسوب می شه.
نوش جونتون ترکیبی از شله زرد و فرنیه ولی حتمن خیلی خوشمزه اس زعفرون از کجا خریدی یا از ایران برده بودی

دخملت داره تنهایی حال میکنه بعدن اگه 2 تا بشن سر همه چی دعواشون میشه
مال من مال من میکنن یا من اول من اول

اما حالا که تنهاست باید از حق مالکیتش بر کل خونه استفاده کنه دیگه
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 05:56 ب.ظ
پاسخ:
گلک فکر نمی کنم بچه دیگه ای بیاریم البته آینده رو نمی شه پیش بینی کرد ولی به احتمال زیاد این بچه برای همیشه ملکه بی رقیب خونه ما خواهد بود.
زعفرون رو همیشه از ایران میارم بو و عطر زعفرون ایران تکه.
نواى آسمونى یک فرشته مامانى! عجب تشبیه آسمونى کردى، لرزه به وجودم انداخت.
تصور ماقوت سفره افطارتون با نجواى فرشته که مثل نیایش میمونه حال خوبى به آدم میده مخصوصا اگه اون ماقوت تو اون قابلمه که خیلى وقت پیش ازش نوشته بودى درست شده باشه ( البته اگه اشتباه نکنم که همونه)
پنج‌شنبه 18 تیر 1394 ساعت 07:59 ب.ظ
پاسخ:
آفرین نسترن جون، خودشه البته توی این عکس چیزی از خود قابلمه ها معلوم نیست اما یک ست 5 تایی کرمه که دوستشون دارم.
1 2 3 4 >>


  • جعبه جادویی