X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

ورق های لواشکی!

هروقت میایم ایران و دیدن خانواده همسر، اونا اتاق قبلی خواهرهای همسر رو که الان بلااستفاده مونده به ما می دن که توش خیلی راحتیم. توی این اتاق یک کتابخونه هست که البته می شه گفت کتابخونه قبلی خودمون بوده که الان اونجا گذاشتنش اما امسال که اومدیم دیدم بابای همسر چند تا کتاب جدید خریده و توی یکی از طبقاتش گذاشته، یکی از اونا اسمش هست « فکرت را تغییر بده تا زندگیت تغییر کند » از « برایان تریسی » ، جالبه که تهران که بودم چند بار می خواستم برم « شهر کتاب » و همچین کتابی رو بخرم اما وقت نشد و حالا اون و چند تا کتاب مشابهش رو توی اتاق و دم دستم دارم.

این چند روزه که اینجاییم هروقت کوتاهی که پیدا می کنم این کتاب رو برمی دارم و حتی اگه شده دو صفحه اش رو می خونم و جالبه که توی همین 5 روز با اینکه همش بیرونیم و فقط برای ناهار یا خواب و استراحت میایم خونه اما همین وقت های کوتاه باعث شدن تا این لحظه 13 صفحه از کتاب رو بخونم و لذت ببرم.

درست مثل اون لواشک هایی که مامان همسر برامون درست کرده و روی میز پهن کرده تا خشک بشن و من و همسر هروقت از کنار میز رد می شیم بهشون ناخنک می زنیم، هروقت هم از کنار کتابخونه رد می شم کتاب رو برمی دارم و حتی در حد چند خط یا یک پاراگراف هم که شده بهش ناخنک می زنم و بعد می ذارمش سر جاش و چقدر لذت بخشه خوندن کتاب کاغذی نه دانلودی و از روی مونیتور، چقدر لذت بخشه که بتونی کتاب رو ورق بزنی و بوی کاغذش رو حس کنی و وقتی دست از خوندن کشیدی ببندیش و روی پات بذاریش و به جلدش خیره بشی ...


  • جعبه جادویی