X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

25 سال خاطره کجا رفت؟

چه غم انگیزه که وقتی به محله ای که 25 سال اونجا زندگی کردی یعنی تموم بچگی و نوجوونی و قسمتی از جوونیت رو توی اون خیابون ها سپری کردی هزاران بار ازشون رد شدی و به مدرسه و دانشگاه رفتی و با ... بعد از 5 سال دوباره برگردی ولی اونقدر تغییر کرده باشه که نشناسیش و برای اطمینان از اینکه این خیابون ها همون خیابون های بچگی و نوجونی تو هستن مجبور بشی تابلوها رو بخونی! خیلی از مغازه ها عوض شدن، به شخص دیگه ای فروخته شدن و کاربری شون تغییر کرده، ساختمون های جدید ساخته شدن حتی شکل ایستگاه های اتوبوس عوض شده، اوه حتی اون داروخونه محل که دکترش دیگه ما رو خانوادگی می شناخت هم اسمش عوض شده و اسم یک دکتر دیگه روی تابلوش خودنمایی می کنه، یعنی ساکنین قدیمی این محل همه رفتن؟

دلم می خواد اگه وقت بشه یک روزدوربینم رو بردارم و آژانس بگیرم و برگردم به اون محل و اون کوچه و از خونه بچگی هام از دبستانم از مدرسه راهنمایی و دبیرستانم و از هر چیز آشنای دیگه عکس بگیرم اما می ترسم برم و حتی خونه مون رو نشناسم، رنگ در خونه ما صورتی لایت بود یعنی الانم هنوز همون رنگه یا ساکنین جدیدش یک رنگ دیگه بهش زدن؟ شایدم کلاً خونه رو کوبیده باشن و به جاش یک ساختمون چند طبقه دراومده باشه، کاش اینطور نباشه من هنوز اون خونه رو دوست دارم ...


  • جعبه جادویی