X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

روزهای زیبای پاییزی

باز شب هالوینه و این جماعت الکی خوش تا خود صبح از پشت پنجره رد می شن و داد می زنن و قهقهه سر می دن و به شکل و شمایل عجیب و غریب همدیگه می خندن و با ماشین هاشون گاز می دن و گاز می دن و بوق می زنن و بوق می زنن و سر و صداااااا .... که چی؟ هیچی ارواح الان اومدن زمین اینا هم دارن اونا رو می ترسونن! والا فعلاً که خواب و آرامش برای ما نذاشتن ارواح پیشکش! حالا هر شب شنبه و یکشنبه ما اینجا همین بساط رو با اینا داریم امشب که هالوینه دیگه چه شود! فقط خدا کنه دخترکم بتونه توی اینهمه سر و صدا تا صبح بخوابه طفلکم سرما خورده و عطسه و آبریزش بینی داشت به زور مسکن خوابوندمش البته اگه این ارواح سرگردون بذارن! کاش زودتر این خونه رو عوض کنیم بین این جماعت مست و بعضاً بی فرهنگ که ذره ای برای خواب و آرامش دیگران احترام قائل نیستن جای ما نیست حالا خوبه پلیس به در و دیوار اخطار زده که اینجا منطقه مسکونیه و نباید سر و صدا راه بندازن وگرنه می خواستن چکار کنن؟

بخواب عروسکم دعا می کنم بی توجه به خودخواهی آدم ها خوب و راحت بخوابی و خواب های رنگی ببینی، خواب همون پیشی آبی که امشب توی کارتون باربی دیدی و استپ زدی و بهش خیره شدی و دلت می خواست داشته باشیش ....

___________________________

متن بالا رو شب هالوین و توی کلی سر و صدا نوشتم اما نمی دونم چرا از خیر انتشارش گذشتم ولی الان تصمیم گرفتم از بخش پیش نویس درش بیارم تا حس شب هالوین 2015 رو برای خودم ثبت کرده باشم. امسال خودمون نرفتیم بیرون حسش نبود مخصوصاً که با بچه سخته ... 

شادی خوبه ولی به شرطی که مزاحم خواب و آرامش دیگران نشیم ولی متأسفانه یه عده راحت مزاحم دیگران می شن و براشون هم مهم نیست مثل شب های نزدیک به چهارشنبه سوری در ایران ... این خیلی خودخواهیه که آدم حاضر باشه دیگران رو آزار بده که خودش لذت ببره و خوش باشه ولی متأسفانه این داستان هر ویکند ماست با این جماعت، هیچ کاریش نمی شه کرد فقط باید خونه رو عوض کنیم و بریم یک جای آروم تر ...


حالا بگذریم اینجا دیگه پاییز کامل اومده و شهر رو تسخیر کرده. ماه نوامبر که میاد دیگه زیبایی های پاییزی به اوج می رسن، همه جا برگ های زرد درخت ها روی زمین ریخته سال های پیش وقتی پاییز می اومد نوعی افسردگی یا دلتنگی مرموز برام به ارمغان می آورد و اصلاً از این فصل زیبا لذت نمی بردم اما یک روز دیگه خسته شدم و تصمیم گرفتم دیدم رو به دنیا عوض کنم و با دید مثبت به این تغییر فصل ها نگاه کنم جالبه که موفق هم شدم حالا دیگه چند سالی می شه که از دیدن طبیعت و خیابون ها در پاییز و زمستون نه تنها افسرده نمی شم بلکه لذت هم می برم هرچند هنوز هم آفتاب و خورشید رو ترجیح می دم اما این فصل هم واقعاً زیباست دست خدا درد نکنه با این هنرمندیش و با اینهمه رنگ و اعجازی که در هم می آمیزه و نتیجه ای اینطور خیره کننده تحویل ما می ده! خوب منم اینطوری بلدم خدا رو ببینم و شکر کنم دیگه .

هفته ای سه روز عسلی مامان رو می بریم نرسری یعنی باباش می بردش و من می رم دنبالش و میارمش خونه، این سه روز برای من فرصتی شده که امسال خیلی بیشتر و بهتر از سال های گذشته به اطرافم نگاه کنم به پاییز زیبا خیره بشم، روی برگ ها راه برم و صدای خش خششون رو بشنوم و لذت ببرم، به آدم هایی که لباس زمستونی پوشیدن و تند و تند دارن برمی گردن خونه هاشون گاهی سعی می کنم فکرهاشون رو بخونم مثلاً این یکی لابد داره به یک دوش آب گرم و بعد هم یک نوشیدنی داغ فکر می کنه اون یکی داره به لم دادن پای تی وی و یک شام مختصر و سبک شایدم چرب و چیلی فکر می کنه، اون یکی دلش فقط خواب می خواد این یکی که خوش اخلاق به نظر می رسه روز کاری خیلی خوبی رو گذرونده و حالا می خواد بره خونه و با حوصله برای خودش کیک بپزه! و ... 

اما از همه بهتر اینه که روی گوشم یک هدفون می ذارم و در حالی که کالسکه رو می رونم تمام راه رو تا رسیدن به نرسری عسلم به موسیقی های مورد علاقه ام گوش می کنم و لذت می برم. این روزها خیلی آهنگ های ادل رو گوش می کنم مخصوصاً آهنگ های hello ( البته با بازخوانی یک نفر دیگه ) و آهنگ someone like you که خیلی توی این هوای ابری و نیمه بارونی می چسبه.

اینم چند تا عکس که امروز و روزهای گذشته توی مسیر گرفتم:




___________________________________

راستی برنامه واکسن آنفولانزا برای بچه های 2 تا 4 ساله در یوکی داره اجرا می شه. کسانی که بچه این سنی دارید و ساکن یوکی هستید از NHS براتون نامه میاد که زنگ بزنید و برای بچه وقت بگیرید اما اگر نامه نیومد خودتون برید به کلینیک یا بیمارستانی که توش رجیستر کردید و وقت بگیرید منتظر نامه نمونید فصل سرماست و بچه ها تندتند مریض می شن مخصوصاً بچه هایی که نرسری می رن خیلی از بچه های دیگه سرماخوردگی می گیرن باید زودتر پیشگیری کنید.


پی نوشت:

دوستان عزیز من آدرس ایمیلم رو تغییر دادم اگر کاری با من دارید لطفاً از این به بعد به آدرس زیر برای من ایمیل بزنید آدرس قبلی رو دیگه چک نمی کنم:


myweblog2010

@

yahoo

.

co

.

uk


( آدرس رو جدا جدا نوشتم تا توسط نرم افزار قابل خوندن نباشه و برام ایمیل های اسپم نیاد )


الیسما جونم من چند تا ایمیل با یک مضمون ازت دریافت کردم که به همشون جواب هم دادم ولی گویا به دستت نرسیده یا متوجه نشدی، لطفاً توی بخش اسپم رو بگرد احتمالاً رفتن اونجا ولی در هر صورت از اینجا هم دوباره می  گم عزیزمی و خوشحالم دوست خیلی مهربونی مثل تو دارم که با اینهمه کار و مشغله باز وبلاگم رو می خونی و می گی که همیشه به یادمی و ... بهت تبریک می گم بابت مرتبه شغلی بالا و جدیدی که به دست آوردی و خیلی خوشحالم که اینطور توی کارت خوب درخشیدی، به امید موفقیت های بیشتر و بیشتر در روزهای نزدیک.


* کامنتدونی بسته است چون از مخاطب انتظار کامنت برای پست های حس نوشت ندارم اینطور پست ها فقط ثبت احساسات لحظه ای یا موضوعیه.


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.


  • جعبه جادویی