X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

هفته آینده رو دوست ندارم!

پریروز چهارشنبه 3 فوریه نامه هوم آفیس برای ثبت مشخصات بایومتریک هم برامون اومد یعنی درست یک هفته بعد از سابمیت کردن. دیروز رفتیم پست آفیس و عکس و اثر انگشت و امضا دادیم اما بخش مشکل کار عسلی بود که حسابی از اون دکه کوچیک مخصوص عکس گرفتن ترسیده بود و هیچ جوره با ما همکاری نمی کرد دائم سرش رو تکون می داد یا به پایین نگاه می کرد و ما مونده بودیم با چه ترفندی می تونیم راضیش کنیم که ثابت و بی حرکت به دوربین نگاه کنه. کارمند پست چند تا عکس ازش گرفت که خراب شد و دستگاه پیغام ارور می داد اما یکی که از همه بهتر بود رو به همکارش نشون داد و دو تایی نظرشون این بود که این عکس از بقیه بهتره و نباید مشکل خاصی داشته باشه و همون رو فرستادن برای هوم آفیس اما چون عکسی بود که دستگاه نمی دونم به چه علت ازش خطا گرفته بود از دیروز استرس پیدا کردم که نکنه کارمندهای هوم آفیس اون رو قبول نکنن و به همین خاطر کار صدور ویزامون عقب بیفته، استرسی که برای این عکس دارم بیشتر از استرسی هست که برای کل پروسه ویزا دارم، یعنی هر وقت یادم می افته ضربان قبلم زیاد می شه! نمی دونم چرا از دیروز اینطوری شدم دیگه اینقدرم ترس نداره فوقش قبول نکنن بهمون دوباره نامه می دن که برید دوباره عکس بگیرید ولی نمی دونم چرا اینطوری شدم، از دیروز دو بار گل گاوزبون خوردم بلکه یکم آرامش پیدا کنم ولی نمی شه فقط دارم سعی می کنم خودم رو هر لحظه به چیزی مشغول نگه دارم و بهش فکر نکنم هفته آینده برام خیلی نفس گیره هروقت زنگ در خونه به صدا دربیاد سر جام میخکوب می شم که یعنی پستچی اومده با نامه ای که عکس بچه رو قبول نکردن؟ امیدوارم کسی زنگ در خونه رو نزنه وگرنه فکر کنم پس می افتم! از دست این دختر باید سر بذارم به بیابون حالا خودمون کم استرس داشتیم سر ویزا ایشون چند برابرش کردن! تازه بعدشم جایزه شکلات خواستن که برای تنبیه از شکلات مورد نظر محروم شدن و گریه و زاری راه انداختن!

 خدایا با این ضربان قلب چکار کنم؟ اصلاً چرا اینطوری شدم؟ ما بدتر از ایناش رو پشت سر گذاشتیم و اینقدر نمی ترسیدم اما حالا ... یعنی تا این سال ها بگذره و بتونیم اقامت بگیریم فکر کنم تک تک موهامون سفید بشه اینقدر که سد جلومون ایجاد می شه و هی تنمون رو می لرزونه.

____________________________

این برنامه استیج رو کیا می بینن؟ به نظرتون کدوم یکی از شرکت کننده ها برنده مسابقه می شه؟ کی بهتر از همه است؟ به نظر من از خانم ها فریال و از آقایون حسین و سهراب و امیرحسین از همه بهترن،  صدای خوب و قوی دارن فریال به قول داورها اکت قوی هم داره و خیلی به صحنه مسلطه. می دونم این چیزا سلیقه ایه و هر کسی نظری داره فقط می خوام بدونم اینجا رأی اکثریت شما با کیه؟

نظرات (50)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
در مورد قسمت اول که امیدوارم مشکلى براتون پیش نیاد، در مورد برنامه استیج هم نظرم با شما تقریبا یکیه، از خانومها فریال و از آقایون مهدى، امیرحسین و حسین. سهراب هم خوبه البته. راستى این اولین باره براتون کامنت میذارم
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 04:50 ق.ظ
پاسخ:
خوشحالم کامنتت رو می بینم عزیزم.
امیدوارم هرچه زودتر درست بشه کارتون و هفته آینده به خوبی و خوشی بگذره عزیزم. من بیشتر با مژده و حسین و فریال و اون آقای موفرفری که اسمش متآسفانه الان تو ذهنم نیست موافقم
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 06:57 ق.ظ
پاسخ:
اسمش رضاست آره اونم خوش صداست به نظرم.
وای امی جان بهت حق میدم من اینور بجات استرس گرفتم.ولی همیشه تو هرکاری بگو خب اخرش چی میشه ؟اینجوری اضطراب واسترست کم میشه.طفلکی سفید برفی هم بچه ست وگاهی بچه ها شدیدا از قانون مرفی پیروی میکنن.من استیج میبینم وصدای فریال ومژده رو دوس دارم .صدای امیر حسین وحسین هم عالیه ولی تو فووریت های من نیستن.
امی جون من همیشه با موبایل وبلاگ گردی میکنم .برای کامنت گذآری باید برم تو دفترچه واونحا بنویسم وبعد کپی پیس ....اگه گاهی فقط شکلک میذآرم فقط میخام بدونی میخونمت واز اوضاعت خبر دارم ._مستقیم بخام تو کامنت دونی پیام بذآرم خیلی سخته _دوست دارم وبرات ارزوی حل شدن مشکلات فعلیت رو دارم.
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 08:47 ق.ظ
پاسخ:
عزیز دلم تو که همیشه من رو شرمنده محبتت و کامنت ها و ایمیل هات می کنی من باید شرمنده باشم که دیر به دیر احوالت رو می پرسم مطمئن باش توقع ندارم همیشه برام کامنت بذاری همینکه گاهی ببینمت برام خوشحال کننده است و درک می کنم همه چیز رو.
امی جون امیدوارم این روزهای پر استرس به خوبی بگذرن
در مورد استیج من خانم فریال را می پسندم
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 11:47 ق.ظ
پاسخ:
ممنون عزیزم.
منم دلم می خواد اون اول بشه همه چیزش خوبه هم خوشگله هم خوش اندامه هم شیک پوشه هم خوش صداست و هم مسلطه به خوندن البته فریال توی استرالیا خواننده و بازیگره برای همین به همه چیز این کار وارده.
Emi jan salam,,, khoobid,, modathas ke mikham baratoon peygham bezaram, az rooye mobile chon mikhoonam ,
aval inke kheyli mobarake kare hamsaret
kheyli khoshhal shodam postet ro khoondam ke kar gereftid

rasti baraye ax negaran nabash, parsal hamin etefagh baraye ma oftad,, bishtar az 5 ta ax az pesaram gereftan vali baz nemidhod ooni ke bayad mishod, oona ham yeki entekhab kardan o home office ham ghabool kard,

barname ro ham nadidam , sorry

aroosaket ro beboos:
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 12:09 ب.ظ
پاسخ:
کامنتت رو که خوندم آروم تر شدم مستی جان، مرسی که گفتی. امیدوارم برای ما هم سختگیری نکنن و این رو درک کنن که عکس گرفتن از بچه این سنی چه مکافاتی داره و حتی تضمینی نیست دفعه های دوم و سوم هم بچه همکاری کنه.
امی انقد نگران نباش دیگه سرت خلوت شد اینم ترکش آخری بود امیدوارباش من در حالی وارد انگلستان شدم که آخر فامیلم که نیا داشت رو ننوشته بودند و بخشی از فامیلیم هم کمی پس و پیش ولی هیچ اتفاقی نیفتاد اینها بهشون اعلام میشه بهرهال بنظرم بغیر از مدارکی که شما ارائه میکنید
منکه این برنامه فقط 2قسمتشو دیدم ولی همشون خیلی شل و ول هستن اصلن اون صدایی که خواننده باید داشته باشه نداشتن
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 02:30 ب.ظ
پاسخ:
اوه گلک جان چطوری با این خطای اسمی برات مشکلی درست نشد؟ یعنی اینقدر آسون می گیرن؟ من فکر می کردم خیلی سختگیرتر از این حرفا باشن ما دفعه قبل که نامه بانکی گرفتیم چون قسمت اول و دوم فامیلی همسرم رو با فاصله نوشته بودن که با مال پاسپورتش فرق داشت برای همون یک روز معطل شدیم تا براشون مشکل رو توضیح بدیم و اونا یک نامه دیگه بهمون بدن شاید اگه همون اولی رو هم می دادیم مشکلی پیش نمی اومد نمی دونم.
در مورد استیج هم نه دیگه کجا همشون شل و ولن؟! صدای قوی سهراب یا فریادهای فریال و ... اتفاقاً به نسبت تازه کار بودنشون خیلی خوب دارن پیشرفت می کنن البته شل و ول هم دارن مثل پانیدا و عطا که واقعاً نمی دونم اینقدر که ناکوک و ناشیانه می خونن چطوری تا اینجا بالا اومدن تازه اینقدرم تشویق شدن!
این اظطرابا مقطعی هستن,حتی ممکن مال کمبودخواب باشه.شایدبه نظربی ربط بیاد ولی واقعا خواب مناسب به همه چی ربط پیدامیکنه
اگه به چایِ "سنبل طیب" هم دسترسی داشته باشی خیلی کمک میکنه به آرامش,حتی از گل گاوزبون هم بیشتر.فقط مواظب باشی که مقدارش کم باشه و روزی یک لیوان بیشترنخورید امی جان
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 02:34 ب.ظ
پاسخ:
مرسی هستی جان، نه بهش دسترسی ندارم گل گاوزبون رو هم از ایران آوردم البته شاید توی سوپر مارکت ایرانی اینجا بتونم چیزای بیشتری پیدا کنم.
من خودم صدای حسینُ بیشتردوست دارم ولی فکرکنم فریال و امین به نیمه نهایی برسن
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 02:41 ب.ظ
پاسخ:
امین رو نمی دونم سبکش رپه و کاملاً متفاوته با بقیه اما امیدوارم فریال برنده بشه ازش خوشم اومده.
سلام امی جان خوبی؟ انشاا.. این روزا هم زودتر میگذره و به زودی خبر گرفتن ویزا رو بهمون میدی.
درباره استیج هم من صدای امیر حسینو از همه بیشتر دوست دارم چون کلا موسیقی سنتی رو بیشتر میپسندم.چندین بار اجراهاشو نگاه کردم.صداش واقعا تکه.
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 04:21 ب.ظ
پاسخ:
منم که اصلاً موسیقی سنتی گوش نمی کنم به تمام اجراهای امیرحسین گوش دادم اونجایی که حامد باهاش گریه کرد منم اشکم دراومد خیلی بااحساس خوند.
سلام سلام۰

امیدوارم زود این یه هفته بکذره و جواب مثبت بگیرین و ویزا بیاد

من رای نمیدم ولی صدای فراز رو دوست دارم و بعدشم امیر حسین و فریال
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 04:41 ب.ظ
پاسخ:
سلام عزیزم ممنونم ازت.
پس تا حدود زیادی با هم هم عقیده هستیم البته من نوع صدای فراز رو دوست ندارم مثل صدای افشینه به نظرم و زیاد مردونه نیست.
عزیزم فکر کنم این نوع استرس و اضطراب اسم خاصی تو روانشناسی داره، من خودم هم سر مهاجرت برای امتحان ایلتس این نوع اضطراب خیلی خیلی شدید را تجربه کردم و میدونم چقدر ازاردهنده هست، امیدوارم خیلی زود این پروسه و این روزهای سخت تموم بشه
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 07:30 ب.ظ
پاسخ:
منم امیدوارم. می دونی من فکر می کنم این استرس الکی و بیش از حد به خاطر فشارهای زیادی باشه که این چند ماه تحمل کردم و یکی یکی از سر گذروندم. احساس می کنم روحم خیلی خسته شده و طاقتش کمتر شده متأسفانه زندگی مهاجرها پره از این استرس های گاه و بیگاه و این گاهی آدم رو خسته می کنه.
سلام. خیالتون از بابت عکس تخت تخت باشه. عکس مجددا توسط فرد انسانی بازبینی میشه. نرم افزار تشخیص چهره دوربین برای صورت بچه ها اغلب خطا میدن. چون بر اساس نسبت فاصله چشمها و بینی و لب ها طراحی شدن و هیچ ارتباطی برای مشکل دار بودن عکس ها نداره.
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 08:21 ب.ظ
پاسخ:
وای خدا کنه همینطور بشه که می گید البته من با همون فرد انسانی که قراره عکس رو بپذیره هم مشکل دارم چون بستگی به شخص داره که چقدر آسون گیر یا سختگیر باشه خدا کنه به ما گیر ندن توی این شهر معطل موندیم سر همین ویزا نه تکلیف خونه مون معلومه نه تکلیف کار نه تکلیف زمان اسباب کشی ... سخته این وضع.
سلام امی جان عزیزم درک می کنم که این کارا چقدر استرس زا هست همش یا خودت میگی نکنه مشکلی به وجود بیاد!!!
ولی این کارا درست میشه چه دیر چه زود بالاخره شما راهی میشید الان تنها کاری که باید بکنی اینه که استرس نداشته باشی چون واقعا سمه. میدونم سخته استرس نداشتن دلی فک می کنم تجربه به تو هم ثابت کرده باشه که نصف بیشتر استرس ها بیخود سراغ آدم ها میان به هر حال امیدوارم که مشکلی نباشه
راستی من از امیر حسین ، حسین خوشم میاد و فک میکنم واقعا به یه جایی برسن
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 10:43 ب.ظ
پاسخ:
منم براشون آرزوی موفقیت دارم ته مایه اش رو دارن فقط کافیه برن دنبال پرورش استعدادهاشون.
آره واقعاً تجربه ثابت کرده بیشتر استرس های ما بیخودیه و در آینده پشیمون می شیم که چرا سر فلان موضوع اضطراب داشتیم ولی وقتی توی موقعیتش هستیم این دل آروم و قرار نداره به هزار تا دلیل البته من امروز بهترم سعی کردم بهش فکر نکنم.
چرا اینقدر به خودت انرژی منفی و استرس میدی عزیزم؟ حالا به قول خوت فوقش میگن بیایید این عکس رو عوض کنید که البته بعیده چون بالاخره عکس رو میبینن بچه است و رو مود نیست!
یه کم خودتو بسپار به اونی که تا اینجا باهاتون بوده و از این به بعد هم تنها نمیذاره. بگو اگه اینطور بشه هم حتماً خیری توش هست و اگه از صمیم قلبت قبول کنی قول میدم خیلی آروم تر میشی
شاید بتونی پروسه اسباب جمع کردن رو برای دخترک به یه بازی تبدیل کنی. چند تا جعبه بهش بده و بخواه لباسا و اسباب بازی های خودشو جمع کنه. در مورد جابجا شدن و اتفاقاتی که قراره بیفته براش توضیح بده و با عروسکاش اسباب کشی بازی کنین. حتما خوشش میاد.
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 11:00 ق.ظ
پاسخ:
ایده خوبیه عزیزم حتماً همین کار رو می کنم اینطوری سرش گرم می شه و کمتر میاد به من گیر بده.
نیمفا گاهی فکر می کنم اگه مثل خیلی های دیگه ایران زندگی می کردم لااقل دیگه استرس برای ویزا و اقامت و اجازه کار و این حرفا رو نداشتم هرچند اونجا هم استرس های خودش رو داره ولی گاهی آدم از خودش می پرسه مال کدوم بیشتره؟
اصلا نگران نباش خانمی. انشاالله ویزاتون میاد و کارها راست و ریست میشه.
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 07:05 ب.ظ
پاسخ:
امیدوارم همینطور بشه فاطی جان، اینطور وقتا هم که زمان خیلی کند می گذره .
سلام عزیزم البته که جابه جا شدن استرس داره ولی فکر کنم چون شما دوست داری برا همه چی دقیق برنامه ریزی کنی والان یه خورده بلا تکلیفی اینطوری شدی البته این نظر منه وامیدوارم بهترینها برات پیش بیاد
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 07:33 ب.ظ
پاسخ:
سلام محبوب جان، آره منم فکر می کنم این خیلی دخیله من از اون آدم هایی هستم که پا در هوا بودن کلافه ام می کنه باید برنامه هام مشخص باشن.
موج مثبت بده امی!!
به چیزای منفی فک نکن!
نهایتش اینه که میگن دوباره عکس بگیرین!! اینکه غصه نداره☺
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 09:12 ب.ظ
پاسخ:
همینو بگو ... اصلاً باید این امی فعلی رو حسابی تنبیه کنم یعنی چی که اینهمه مانع رو با قدرت پشت سر گذاشته حالا سر یک عکس اینطوری شده؟! البته امروز آدم تر بودم!
سلام امی جان. میدونم چی میگی. اینجا تا آدم به ثبات برسه، سر هر چیز کوچیکی آرامشش به هم میخوره و استرس میگیره. فکر کنم رو هم اثر تجمعی دارند و هر چی بگذره تحمل آدم هم کمتر میشه و حساس تر. اما الهی این مرحله هم با موفقیت تمام بشه. در مورد استیج هم با نظرت موافقم به علاه مهدی که به نظرم خوبه
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 11:35 ب.ظ
پاسخ:
سلام عزیزم اینکه می گی روی هم اثر تجمعی دارن و به مرور تحمل آدم رو کمتر می کنن رو کاملاً باهات موافقم ما که از جنس آهن نیستیم بالاخره یه جاهایی هم خسته می شیم بدیش اینجاست که حتی اگه این ویزا رو هم بگیریم بازم آخر ماجرا نیست و باز سه سال دیگه همه این مراحل رو باید از اول طی کنیم، خستگی پشت خستگی ...
سلام, من مدت هاست که خواننده خاموش شما هستم.خیلی تبریک میگم بابت کار جدید و امیدوارم که پروسه ویزا به خوبی جلو بره. ما هم مثل شما خانواده ۳ نفری هستیم که تازه درسمون تموم شده و دنبال کارهستیم البته فعلا تو دانشگاهه خودمون مواقتا مشغولیم. من یه سوال داشتم ازتون. همسرتون از طریق سایت هایی مثل http://www.jobs.ac.uk
کار پیدا کردن یا از طریق آشنایی با استادا و مراکز تحقیقاتی ؟ من ۳-۴ ماهه که دارم ایمیل میزنم به این advertisementها که تو اینترنت میاد کلا جواب خاصی نگرفتم. ممنون میشم راهنمایی کنین.
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 01:15 ق.ظ
پاسخ:
سلام. همسر من از طریق اینترنت و همین سایت ها کار پیدا کردن، آشنایی با استاد مگه چقدر احتمال کار گرفتن رو بالا می بره؟ تازه اگر هم باشه اون فقط یک مورده در حالی که باید برای ده ها جا اپلای کرد تا بلکه جواب یکی مثبت بشه.
ایشالا شما هم بتونید کار مورد نظرتون رو به زودی پیدا کنید.
سلام گلم خوبی ؟روزگار بر وفق مراده؟
حق داری استرس داشته باشی واسه کاراتون ولی اینو بدون خیلی جاها همین استرس واسه بدن ادم لازمه و قلب رو ری استارت میکنه.من خودمم جدیدا اینجوری شدم حتی اگه یه فیلم ببینم که یه صحنه خطری خیلی عادی داشته باشه قلبم به تپش میفته و می خوام پس بیفتم.آخه یکی نیست بگه خنگ اینکه فیلمه.
فقط لازمه توی این مواقع آرامشتو حفظ کنی و به خدا توکل کنی خودش همه چیو درست میکنه.عسلی رو ببوس
آرامش...هنر پرداختن به انبوه مشکلاتی است که حل کردنش سهم خداوند است
روزگارت آرام....
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 04:51 ق.ظ
پاسخ:
ممنون الهام جان، فکر کنم قلب من زیادی ری استارت شده! دیگه وقتشه بیفته روی یک روال آروم.
سلام امی جون امیدوارم همه کاراتون به روال عادی پیش بره و عکس سفید برفی هم مشکلی درست نکنه.استرسهات رو درک میکنم.خودم الان تقریبا تو همچین شرایطی هستم و برای همه چیزهایی که قبلا شاید به قول توبزرگتر از اینا و مهمتر از ایناش هم گذرونده بودیم استرس زیادی به خودم وارد میکنم.فکر میکنم برای ماهایی که کوچولویی داریم که فقط ما رو داره که بهش برسیم و مواظبش باشیم باید یخورده سعی کنیم استرسهامون رو کنترل کنیم تا به مشکلات اضافه نشه.در مورد استیج متاسفانه حتی یه قسمت رو هم ندیدم و نمیشناسمشون.مواظب خودت باش و دخملی رو ببوس
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 08:31 ق.ظ
پاسخ:
سلام عزیزم امیدوارم مسأله ای که برات استرس ایجاد کرده به زودی حل بشه و به آرامش برسی.
منم نمی خوام این استرس ها به دخترم منتقل بشه برای همین برخوردم با اون عادیه حتی باهاش بازی می کنم موهاش رو شونه می کنم براش کتاب می خونم، اون گناهی نکرده ...
اونجا نبودم واقعا نمیتونم مقایسه کنم. ولی اینجا سر یه کار بسیار بسیار ساده اداری که اصلا نیازی به حضور خود من هم نبود، سر بیمه موقع زایمانم اینقدر عذابم دادن که رسما روز سوم زایمانم نشستم از دستشون گریه کردم. بعدم با شکم یه هفته سزارین شده رفتم اداره بیمه و بانک و... شونصد دفعه ی دیگه هم این بچه رو کول کردم با خودم بردم! ولی کوتاه نیومدم به زور کارمو پیش بردم.
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 09:20 ق.ظ
پاسخ:
ناراحت شدم نیمفا جان، کاش دنیا جای بهتری بود کاش آدم ها با هم مهربون تر بودن و می تونستن خودشون رو جای همدیگه بذارن و اینقدر زندگی رو به دیگران سخت نمی کردن اونا حتی مراعات یک مامان تازه زایمان کرده رو هم نکردن؟
خوشحالم کوتاه نیومدی و از حقت دفاع کردی.
راستی برات خصوصی هم فرستادم توی وبلاگت.
امی عزیز ایشالا همه چی به خوبی پیش بره و مشکلی نباشه و هر چه زودتر خبر خوش انجام شدن کارهاتون رو بدی
درباره برنامه استیج متاسفانه نظری ندارم چون ندیدمش
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 11:48 ق.ظ
پاسخ:
مرسی مرجان عزیزم.
برنامه هیجان انگیزیه اگه وقت داری ببینش.
ایشالا این روزای پر استرس رو هم پشت سر بذارید و یه نفس راحت بکشید ! :)
در مورد استیج هم فریال و امیرحسین و رضا از نظرم قابلیت فینالیست شدن و دارن و خوش صدان ! :)
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 01:23 ب.ظ
پاسخ:
ممنون عزیزم، منتظرم ببینم پیش بینی های ما درست از آب درمیاد یا نه؟
سلام
من که جرات نکردم برای این پست کامنت بگذارم ترسیدم پس بیفتین!
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 01:55 ب.ظ
پاسخ:
مگه شما پستچی هستین؟
سلام عزیزم
ایشالا که کارا روبراه میشه
منم خواهرزادم سر عکس گرفتن خیلی اذیت میکرد (البته خب ما عکس 3*4 واسه ثبت نام میخواستیم تو ایران) بعد تو خونه ازش عکس گرفتیم فایل رو دادیم.
اگه قبول کنن که خودتون عکس بگیرین تو خونه هم خوبه.
البته ایشالا که مشکلی پیش نمیاد.
در مورد برنامه استیج هم نظری ندارم
ولی تقریبا به نظرم همیشه این برنامه هایی که رای گرفتنی از مردمه رو میزارن همزمان با انتخا**بات ای**ران!!!
پس کلا نمیشه در موردش نظر داد اگه 1% هم بخوان نشون بدن تو انتخاب**ات دست پشت پرده هست. پس اگه اونی که رای دادین انتخاب نشد و قبول ندارین چجور انتخا**بات ایران رو قبول دارین!!!
کلا فلسفش اینه باشه که مردم یه مدت 5 شنبه و جمعه سرگرم بشن بهتره.
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 02:15 ب.ظ
پاسخ:
سمیه خیلی از نظرت تعجب کردم!!!! اول اینکه من انتخابات ایران رو قبول ندارم دوم اینکه توی این برنامه هم تا به حال به کسی رأی ندادم البته نه به این دلیل که اعتقاد به دست های پشت پرده دارم بلکه فقط از روی تنبلی بوده! آخه هر کدوم از این شرکت کننده ها برنده بشه چه نفعی برای تی وی من و تو داره؟ اونا که باید 50000 دلار رو به برنده بدن براشون چه فرق می کنه کی باشه؟!
سوم این که این برنامه ادامه آکادمی گوگوش هست که فکر می کنم توی سه بخش مفصل و سه سال اجرا شد یعنی همه اون برنامه ها موقع انتخابات ایران پخش شدن؟! بعد ربطشون به انتخابات ایران چیه؟!!
سلام عزیزم.. دلم واست تنگ شده بود.. ایشالا که مشکلی پیش نیاد و همه کارا خوب پیش بره. کاملا درک می کنم... استرس اینجور کارای اداری خیلی اذیت می کنه.
ترکیه هم برای اقامت قانون بیمه سلامتی گذاشته. من دو سال پیش که اومدم اینطور نبود. خیلی راحت اقامت گرفتم. الان یه ساله عوض کردن و به هر مدتی که قراره باشی باید از قبل بیمه سلامت اون مدت رو هم بگیری. هزینش واقعا زیاده. البته خوشبختانه از وقتی دانشجو شدم دیگه دانشگاه پرداخت می کنه و فعلا معاف هستم. یه مدرک دیگه هم اضافه کردن که باید برگه اجاره نامه یا نامه ای که محل زندگی در ترکیه رو مشخص کنه. ببری که اقامت بدن. قبلا اینم نمی خواستن.
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 02:53 ب.ظ
پاسخ:
سلام مهسا جان منم دلم برات تنگ شده بود خیلی وقته اینجا ندیده بودمت
گویا کشورها تصمیم گرفتن دسته جمعی قوانین کار و اقامت رو سخت تر از گذشته کنن این روزا همه جا همین وضعه.
سلام امی جان اولا بعد از مدتی بسیار از دیدن کامنت هاتون خوشحال شدم که مطالب جدید گداشتید در مورد عکس اینقدر به چیزای بد فکر نکنید کائنات برگرفته شده از ذهن هر انسانه پس سعی کنید به نتیجه مثبت فکر کنید تا کائنات هم جواب مثبت بهتون بده و اما استیج من اول از همه نطرم امیر حسین هست واقعا صداش دلنشینه بعدشم مهدی و سهراب و فریال من میگم شانس اینا بیشتره به امید رسیدن خبر خوب واستون
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 04:58 ب.ظ
پاسخ:
سلام زهرا جان، ممنونم از دلگرمی دادنت.
ممنون عزیزم بابت راهنمایی. حالا ما تلاشمونو میکنیم ببینیم چی میشه. ایشالا شما هم تو پروسس ویزا موفق باشین هر چند که میدونم زیاد سخت نیست فقط آزار دهنده است.
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 05:33 ب.ظ
پاسخ:
مرسی عزیزم، تو هم همینطور.
آره فکر می کنم آزارش بیشتر از سختی خودش باشه!
درسته امی جان. کاملا درک میکنم. من وقتی خودم خسته میشم و احساس میکنم که دارم کم میارم همش با خودم میگم که مهاجرت چیزیه که من و همسرم انتخاب کردیم که راه های بیشتری پیش رومون و فرزندان آیندمون باز باشه و قراره که ما رو تو زندگی خوشحال تر کنه. پس باید به همه سختی ها به شکل مراحل گذرا نگاه کرد و اینکه راه ایران همیشه برای ما بازه، ولی اینجا بودن امکانیه که خیلیا ندارن و ما واسش زحمت کشیدیم. تنها چیزی که با این حرفام نمیتونم خودمو قانع کنم دوری از عزیزامونه که امیدوارم راهی باز بشه که بشه ههممون کنار هم باشیم. نگران نباش عزیزم این مراحل با کمی صبر و سخت نگرفتن میگذره
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 07:55 ب.ظ
پاسخ:
قبول دارم حرفات رو نازنین جان، زندگی ما هم اینطوری شکل گرفته و باید برای دونه دونه موفقیت هایی که به دست میاریم قبلاً بهاش رو پرداخت کرده باشیم ایشالا که در نهایت نتیجه خوبی عایدمون بشه و پشیمون نشیم.
1 2 >>


  • جعبه جادویی