X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

بالاخره انتظار به پایان رسید

امروز ویزاهای جدیدمون اومد هورااااااااااااااااااا

خدا رو شکر می کنیم که مشکلی پیش نیومد، هم مدارکمون از نظر اونا کامل بود هم عکس دخترکم ایرادی نداشت و همون عکسی رو که دستگاه ازش ایراد می گرفت قبول کردن و هم اینکه معطلمون نکردن. ما 27 ژانویه اپلای کردیم و امروز 24 فوریه پستچی ویزاهامون رو آورد تازه 19 فوریه ویزامون صادر شده بود که تا به دستمون برسه چند روز طول کشیده ولی درکل پروسه اش برای ما فقط 27 روز طول کشید در حالی که اگه قرار بود 8 هفته ای باشه که خودشون توی وبسایتشون گفته بودن کل برنامه های ما به هم می ریخت. 

دیگه خیالمون رااااااااحت شد خیلی ماه بدی بود روزهای اول که از شدت استرس روی ویبره بودم! بعد به خودم مسلط شدم و خودم رو جمع و جور کردم اما بازم ته دلم نگران بودم همسر که تازه دیروز یادش اومده بود استرس بگیره و نمی تونست درست بخوابه! البته کل ماه رو نگران بود ولی دیروز به اوج رسید.

 صبح بالاخره  پستچی اومد و مدارکمون رو آورد. همسر رفت تحویل گرفت من توی خواب و بیداری بودم که دیدم همسر اومد توی اتاق با یک چهره خندون سه تا ویزای صورتی رنگ خوشگلمون رو گرفت جلوی چشم های خواب آلودم، عکس دخترکم هم روی اولین ویزا بود توی همون خواب و بیداری گفتم او مای گاد! بالاخره اومد ... اونا رو گرفتم و با دقت و اشتیاق نگاهشون کردم همسر هم که کبکش خروس می خوند سر صبحی! ... یک ساعت بعد هم یک پستچی دیگه اومد و این بار بقیه مدارک و پاسپورت هامون رو آورد.

 این سومین ویزای یوکی ماست دو سال دیگه باید برای بار چهارم اپلای کنیم البته اون دیگه برای اقامت دائمه امیدوارم اون کارمون هم درست بشه  و از این ویزا بازی ها و استرس ها و هزینه های بیخودی و معطلی ها برای همیشه خلاص بشیم، خیلی بده که برای زندگی و کار توی یک کشور موقتی بمونی و هر دو سه سال نیاز داشته باشی از دولتشون اجازه مجدد برای موندن بگیری و ندونی بالاخره توی اون کشور موندگاری یا نه، خدا رو شکر که این یکی هم به خیر گذشت ایشالا بعدی هم درست می شه.

ما دو سه روز وقت گذاشتیم وب سایت هوم آفیس رو خوندیم و مدارک رو جمع کردیم و براشون فرستادیم و ویزامون رو گرفتیم هر کسی خودش می تونه این کار رو بکنه فقط دقت می خواد و کمی زبان دونستن ... اون وقت توی ایران کلی مشاور و وکیل هستن که پول زیادی از مردم می گیرن که همین کار رو بکنن 7 سال پیش یک وکیل توی تهران بود که 2/5 میلیون تومن می گرفت که بگه چه مدارکی لازمه! خدا می دونه الان چقدر می گیرن، نمی دونم چرا مردم حاضرن اینهمه پول بدن برای انجام کاری که خودشون هم می تونن؟ اینو قبلاً هم گفتم که من خودم هم وقتی ویزای اولم ریجکت شد رفتم و با یکی از همین مؤسسات مشورت کردم ولی به پیشنهاد بابای همسر بود خودش هم هزینه اش رو پرداخت کرد اما الان پشیمونم چون واقعاً اطلاعات درست نداشتن و منو بیشتر سرگردون و مضطرب کردن.


حالا بگذریم ... خوب از سد بزرگ ویزا هم رد شدیم حالا می رسیم به مسأله خونه پیدا کردن. من توی این مدت روزی چند بار توی سایت ها دنبال خونه می گشتم 4 تا از خونه هایی که از همه بهتر بودن رو برای خودم سیو کردم اما توی همین فاصله کوتاه 3 تاشون اجاره داده شدن! فقط یکی مونده که هیچ بعید نیست تا پایان همین امروز اونم بره و از روی سایت برش دارن ولی به هر حال امروز که همسر بچه رو برد نرسری همه کارهام رو گذاشتم کنار و نشستم به مرور مجدد وب سایت ها و در به در دنبال خونه می گردم باید تا عصر حداقل 10 تا خونه پیدا کنم و برای همسر بفرستم چون قرار گذاشتیم هفته آینده بره اسکاتلند و خونه های انتخابیم رو از نزدیک ببینه و با یکی شون قرارداد ببنده.

بعضی خونه ها رو که می بینم حرصم درمیاد آخه صاحب هاشون با چه اعتماد به نفسی خونه زشت و قدیمی و بدون امکانات رو با این قیمت های بالا می ذارن برای اجاره؟ خونهه اینقدر بد نقشه است که یک نفر به زور می تونه توی آشپزخونه اش راه بره کابینت ها خیلی کمه و دمده هیچ مشخصه برجسته ای هم نداره که بشه روش دست گذاشت بعد گذاشته ماهی 1000 پوند اجاره، واقعاً  که!

یک خونه دلباز و نسبتاً قشنگ توی طبقه دهم یک ساختمان نسبتاً مدرن پیدا کردم خونه پر از نور بود چشم اندازش هم رو به کل شهر بود خیلی خوب بود گذاشتم توی لیستم بعد از چند روز دیدم اجاره اش دادن آه از نهادم براومد، خیلی حیف شد هنوز چشمم دنبالشه.

خوب من برم بازم بگردم وقت کمه ...

پ.ن. : راستی توی خبرها خوندم از همین امروز چهارشنبه 24 فوریه بخش صدور ویزای سفارت بریتانیا در تهران کارش رو دوباره شروع کرد، چه باحال ... حالا دیگه خانواده هامون هم بدون رفتن به یک کشور دیگه می تونن از همون تهران ویزا بگیرن و بیان پیشمون، زنده باد دکتر ظریف .


نظرات (72)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
هزاربارمبارکتون باشه، امیدوارم همیشه خبرهای خوب بشنوید و یک خونه بهتراز اون خونه طبقه دهم پیدا کنید
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 02:49 ب.ظ
پاسخ:
ممنون عزیزم.
عزیزم خیلی مبارکه, راستش من به عنوان یه خواننده نسبتا خاموش همش نگران بودم میومدم چک میکردم ببینم کارتون انجام شد یا نه, نمیخواستم بپرسم چون اینطور موقعها سوالا میره روی اعصاب آدم, ایشالا دو سال دیگه هم کارتون راحت انجام بشه
این موسسات رو که نگید, ما برای ثبت ازدواج بین المللی میخواستیم از این موسسات کمک بگیریم, نه تنها همچنان باید پول ترجمه مدارک و نوترایز کردن رو خودمون میدادیم, بلکه دو هزار دلار هم فقط و فقط برای گرفتن وقت از شهرداری میخواستن :| بعدش مثلا عوض 10 روز 3 روزه انجام میدادن
ما هم دیدیم واقعا پول زوره حتی لازم باشه دو هفته بمونیم و کارا رو انجام بدیم نهایت پول هتلمون بخواد 400 دلار بیشتر بشه باز بهتر از پول زور دادنه, به زور هم میخواستن بگم اگه این کارو نکنیم ممکنه 1 ماه کارمون طول بکشه, به قول شما استرس و اضطراب بیشتر. خیلی پرچونگی کردم
اتفاقا با شنیدن خبر آخر یاد شما و یکی از دوستام افتادم که برادرش اونجاست, راحت شدین
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 03:18 ب.ظ
پاسخ:
شما هم کار درستی کردین که خودتون پیگیر کارهاتون شدین، اینطور پول ها خیلی زور داره.
امی جونم تبرییییییییک تبریییییک . . خدا رو شکر که به سلامتی ویزاتون درست شد . مطمئن باش که یه خونه خوب همونطور که دلت میخواد برات جور میشه . همیشه سلامت و موفق باشی.
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 03:33 ب.ظ
پاسخ:
مرسی عزیزم خدا کنه خونه هم جور بشه خیالمون راحت بشه.
مهربان باش شاید فردایی نباشد ...
از خوندن مطالبتون استفاده کردم موفق باشید
دوست داشتید به منم سر بزنید برام افتخاریست
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 04:55 ب.ظ
پاسخ:
مهربان باش شاید فردایی نباشد ...
نمی دونم ربطش به پست من چی بود اما امیدوارم واقعاً از خوندن مطالبم استفاده کرده باشید!!
تبریک میگم.
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 06:00 ب.ظ
پاسخ:
ممنون مهسا جان.
منم منتظر بودم ببینم ویزاتون چی میشه خوشحالم که همه چیز اوکی پیش رفته
امیدوارم روزای خوبی پیش روت باشه
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 06:29 ب.ظ
پاسخ:
مرسی عزیزم.
چه اسم جالبی ..
سلام امی جونم
خداروشکر
حالا دست و جیغ و هورااااااااااا
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 07:01 ب.ظ
پاسخ:
دستا بالاااااا .
عرض نکردیم نگران نباشین.
مبارکتون باشه
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 07:50 ب.ظ
پاسخ:
ممنونم، به هر حال اینطور وقتا نگرانی همیشه هست چون اگه ویزا نمی گرفتیم دردسرهای بزرگی برامون به وجود می اومد شاید حتی مجبور می شدیم برگردیم ایران.
خیلی خوشحالم که کارهاتون روبراه شد. امیدوارم موفق باشید.
.... زنده باد دکتر ظریف...
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 07:54 ب.ظ
پاسخ:
زنده باااااااد .
تبریک میگم امی عزیزم چقدر خوب که خوشحالی .بنظرم چون شما همیشه با فکر و تلاش تصمیم می گیرین کارهاتون پیش میره و چهارمین ویزا هم ایشالا درست میشه.چقدر بامزه که پستچی میاد دم در خونه چون اینجا نمیاد.من چند روز پیش کارتون پت پستچی رو میدیدم و از شغلش خوشم اومده بود و به برادرزادم که کنارم نشسته بود و کارتون میدید به شوخی میگفتم که کاش من پستچی بودم.
چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 11:47 ب.ظ
پاسخ:
آره منم عاشق پت و پستچی و ماجراهاش بودم بعد که اومدم انگلیس ماشین قرمزش رو با آرم رویال میل همیشه توی خیابون ها می بینم انگار برام واقعی شده!

تبریک تبریک تبریییییییییییییییییییک عزیزم... ایشالله ویزای بعدی هم حلههههه
واقعا تبریک میگم از صمیم قلبم.....بیا بغلم ماچت کنم
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 01:40 ق.ظ
پاسخ:
مرسی پرین مهربونم.
منم بوووووووس .
سلام امی عزیز... چه عالی چقدر خوشحال شدم ویزاهاتون اومد... تبریک میگم عزیزم
ان شاءالله یه روز به تمام خواسته هاتون برسین....
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 03:28 ق.ظ
پاسخ:
سلام یاس عزیزم، ممنونم از آرزوی خوبت کاش همینطور بشه.
سلام مبارک باشه ویزا- باز شدن سفارت-
دیگه موندنی شدید با این حساب 5 سالتون پر میشه و میتونید واسه گرفتن اقامت دائم اقدام کنید که اون روهم به امید خدا میگیرید امی جان شما که اونور آبهااااا هستین حرص نخورین دیدی کارمندای ملکه خانوم چهه با دقت کاراشونو انجام دادنو و ویزاتون صادر شد! اونجا ایران نیس که! (ترولهای اینجا ایران استو دیدی)؟؟؟؟؟
مامان اینا تا حالا اومدن انگلستان؟ البته چون شما ویزای بیشتر از یکساله دارید میتونید خانواده رو دعوت کنید بنظر من حتمن اینکارو بکنید حتا یه هفته خیلی زیاد باعصث میشه آدم به جا غریبه عادت کنه
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 04:57 ق.ظ
پاسخ:
مرسی گلک جان.
نه تا حالا که سفارت بسته بوده خانواده هامون نیومدن امیدوارم از این به بعد برن دنبال مدارکشون و بیان پیشمون البته چند ماه دیگه داریم خودمون می ریم ایران باید برای سال بعد برنامه ریزی کنن.
عزییییزدلم خیلی خوشحال شدم که ویزاتون اومد و بالاخره استرس هاتون به پایان رسید ، خداروشکر که کارتون درست شد من مطمعنم که اون خونه ای که دوست داری و به سلیقه خودت نزدیکه رو هم پیدا میکنی منم خیلی استرس داشتم هر روز میومدم سرمیزدم ببینم پست گذاشتی ویزاتون اومد نیومد هر روز به وب سلیتت سرمیزدم و منم نگران بودم تا اینکه امروز وقتی پستت رو دیدم گفتم اخیییییییش بالاخره اومد حسابی خوشحال شدم انشاالله همه چیز همینطوری خوب پیش بره و زندگی به کام تو و دختر کوچوی نازت و همسرت باشه
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 05:09 ق.ظ
پاسخ:
مرسی شکوه جان که پا به پای من این جریانات رو دنبال می کنی البته من دلم نمی خواد به شماها استرس بدم ولی اگه احساسم رو اینجا ننویسم کجا بنویسم؟
بسلامتی عزیزم
ایشالا مرحله جدید زندگی تون هم پر از موفقیت و شادکامی باشه
با دقت و وقتی که برای پیدا کردن خونه میزاری مطمعنا بهتر از انتظارتون پیدا میکنین
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 05:18 ق.ظ
پاسخ:
ممنون عزیزم ایشالا به نتیجه دلخواه برسیم، خونه پیدا کردن با کلی ملاک خیلی سخته.

منم میگم هوراااااااااااا چون خوشحالم از خوشحالیت عزیزم. مبارکت باشه همه چی. ایشالا بخیر و خوشی
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 05:53 ق.ظ
پاسخ:
مرسی مرضیه مهربونم .
سلام
خیلی برات خوشحالم عزیزم. امیدوارم همیشه زندگیت پر از شادی و موفقیت باشه. منم خوشحال م که با توافقی که انجام شد دوباره مردم میتونن بدون مشکل و دردسر کارای مربوط به ویزا و... انجام بدن.
از نی نی هم بنویس عزیزم. الان دیگه انقد بزرگ شده که نمیشه بهش گفت نی نی
ازش عکس هم بذار که ببینیم چقد بزرگ شده. دلمون تنگ شده. ببوسش از طرف من
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 07:08 ق.ظ
پاسخ:
در اولین فرصت چشم.
فاطیما راستش با اینکه بزرگ شده من هنوزم بهش می گم نی نی! خیلی این کلمه رو دوست دارم دلم نمی خواد بذارمش کنار.
سلام امی عزیز.
خبر خیلی خوبی بود. واقعا خوشحال شدم. اما فکر نمی کردم مدت ویزای جدیدتون فقط دو سال باشه! انتظار سه تا پنج سال رو داشتم. یعنی قبلی ها هم دو ساله بودن؟!
امیدوارم ویزای بعدیتون رو هم به راحتی دریافت کنید و دیگه به جای اجاره خونه، دنبال خرید ملک باشید.
عکس از محل زندگی جدید یادت نره ها!
روزهایی سرشار از شادابی و سلامتی براتون آرزو میکنم.
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 08:23 ق.ظ
پاسخ:
مرسی طناز جان. مدت اعتبار این ویزا از دو سال بیشتر و از سه سال کمتره قبلی ها مدتشون بیشتر بود، متناسب با مدت شغل یا تحصیلت بهت ویزای مدت دار می دن برای ما هم فرق نمی کنه ما با دو سال هم کارمون برای اقامت گرفتن راه می افته.
عکس هم چشم.
سلام
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 08:49 ق.ظ
پاسخ:
علیک سلام!
سلام امی جون
مبارکه عزیز دلم خیلی خیلی خوشحال شدم بالاخره بعد ازین همه انتظار ویزاهاتون بدون هیچ مشکلی اومد. ایشالله بقیه کاراتم علی الخصوص خونه پیدا کردنت به زودی انجام به و با موفقیت بپرین به سرزمین اسکات ها و اونجام براتون خیر باشه.
خدایت یار تا آندم که از هستی نشان باشد
دعایت می کنم سهمت همیشه آسمان باشد
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 09:15 ق.ظ
پاسخ:
ممنون الهام عزیزم.
امیدوارم خدا دعات رو بشنوه .
عزیزم الان از دخترخالم که چندساله میخوندتت پرسیدم که ادرس فیس بوک امی رو بده ؟ برگشته میگه فیس بوکش رو بسته چون اسم دخترش رو مسخره کردن؟ اره؟ واقعا اینجوری بوده؟
خیلی ناراحت شدم. اسم سلیقه هرکسی هست چرا مسخره کردن؟ چه بیشعور شدن یه عده هموطن هامون واقعا ناراحت شدم
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 10:25 ق.ظ
پاسخ:
نه من فیس بوکم رو بستم نه کسی اسم دخترم رو مسخره کرده دخترخاله ات اینا رو از کجا درآورده گلپری؟!
آیدی فیس بوک من اینه: Emi Rainydays
البته دو سه تا بی شعور هم بودن که زیر عکس های بچه چرت و پرت نوشتن و بهم ثابت کردن نباید لطف و اعتمادم رو شامل حال کسانی که نمی شناسم بکنم و به حریمم راهشون بدم ولی دلیل کم کاری من در فیس بوک اونا نیستن بلکه اینه که تا وبلاگم هست ترجیح می دم بیشتر نوشته هام اینجا باشه تا اونجا.
من هیچ وقت به خاطر یه مشت بی شعور نه وبلاگم رو تعطیل می کنم نه فیس بوکم رو، هروقت دست از نوشتن کشیدم مطمئناً دلیل دیگه ای خواهد داشت.
جیغ و دست و هوراااااا
مبارکه ویزای جدید
زنده باد دکتر ظرییییییف
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 11:55 ق.ظ
پاسخ:
زنده بااااااد
بالاخره یکی پیدا شد که باری از دوش مردم برداشت.
عزیزم امی...خیلی خیلی خوشحالم که کارتون درست شد.هر روز وب رو باز میکردم تا ببینک خبری نشده؟انگار بعد از چند سال خوندن مداوم اینجا منم اونجا حضور دارم و جزیی از زندگیم شده! عذر میخوام اگه مدتی کمتر کامنت میذاشتم واقعا درگیر درس و کشیک بودم و حالا درسم بالاخره بعد از عفت سال رو به اتمامه.یادمه اولین باری که اینجا رو خوندم پنج سال پیش بود و من تازه ابتدای راه بودم..امیدوارم با موفقیت و خوش شانسی روز افزون راهتون رو ادامه بدید عزیز دلم
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 12:45 ب.ظ
پاسخ:
اوه شبنم تو همون شبنم دانشجوی پزشکی هستی؟!! کجایی تو دختر؟ خیلی وقته اینجا ندیده بودمت. خوشحالم درست داره تموم می شه و از یک بخش سخت داری راحت می شی به امید موفقیت های بیشتر در آینده.
تبریک میگم دیدی الکی غصه میخوردی!!
حالا باید شیرینی بدی!
شیرینی هم من خودم ناپلیونی دوس دارم و کیک شکلاتی! ولی واسه که راحت تر باشی پیشنهاد میدم یه سری عکس جدید واسمون بذاری!!( چه قد من قانعم!! )
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 01:42 ب.ظ
پاسخ:
آفرین به تو دختر قانع ... همش چند تا عکس .
خیلی‌ مبارک باش ویساهاتون امی جون. حالا دیگه خیالتون راحت شد. ایشالا یه خونهٔ‌ خوب و باب میلتون هم زودتر پیدا می‌شه
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 01:54 ب.ظ
پاسخ:
مرسی نسیم جون، داریم به اونم نزدیک می شیم.
سلام امی عزیزم
من چندماهی میشه که با بلاگت آشنا شدم عزیزم
همیشه پست هاتو دنبال می کنم
من نامزد دارم قصد داریم دو سال ایران زندگی کنیم و بعد از دو سال بریم آمریکا یا کانادا زندگی کنیم بابام هم داره جهیزیه سنگین برام آماده می کنه و به شدت به من وابسته ست به همین خاطر نامزدم نمی گه که تو فکرش چیه که نامزدی مون بهم نخوره
واقعا گیج شدم نمیدونم چیکار کنم با این جهیزیه و مهاجرتم
فامیل تو سوید و بلژیک و کانادا و انگلیس داریم اما باهاشون راحت نیستم که بخوام راجبه این چیزا ازشون کمک بگیرم
میتونی کمکم کنی ؟؟؟ با این همه جهیزیه که هنوز خودش کامل نمیدونه چیکار باید کنم تابستون عروسی مونه راستی اون پست رو هم خوندم با توجه به اون پرسیدم که میگید لوازم برقی اونجا خوب و ارزونه آخه من اینا رو چیکار کنم؟؟؟؟
مرسی از لطفت عزیزم ان شاالله همیشه تو زندگیتون شاد و موفق باشین
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 04:40 ب.ظ
پاسخ:
سلام مریم جان
ببین اگه واقعاً قصد رفتن دارید اینهمه جهیزیه اشتباه محضه برای اینکه باید بعد از مدت کوتاهی همه رو به سمساری ها بفروشین که می دونی چقدر بی انصافی می کنن و چقدر ضرر مالی می دید.
کاش چند تا وسیله ضروری رو فقط می خریدید و پدرت بقیه پولی که الان برای جهیزیه ات کنار گذاشتن رو برات تبدیل به دلار می کردن که بیای اینجا و از همینجا همه چیز بخری این بهترین کار بود ولی وقتی بیشتر جهیزیه رو خریدین دیگه کاریه که شده باید زودتر به فکرش می افتادین من نمی دونم چی بگم.
لوازم برقی تو انگلیس که خیلی ارزونه آمریکا و کانادا رو نمی دونم ولی فکر می کنم اونجاها هم کمابیش همینطوری باشه.
سلام امی خدا شکر بهتون ویزا دادن از این استرس راحت شدی خیلی خوشحال شدم برات
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 04:44 ب.ظ
پاسخ:
ممنون مریلا جان.
امی نازنین براتون خیلی خوشحال شدم....
من مدت هاست که خواننده خاموشت هستم، وبلاگت برام جالبه چون خیلی صادقانه می نویسی... روزایی که همسرت دنبال کار بود مرتب سر میزدم ببینم چیکار کردین نتیجه مصاحبه هاشون چطور بود مراحل رشد دخمل نازت رو با اضتیاق میخوندم چون الان خودم هم باردارم برام خیلی هاش مفید بود مخصوصا زایمانت! این جند روز هم که منتظر واومدن ویزاتون بودم....
به یاری خداوند مهربون یه خونه خوب هم پیدا میکنی...
روی ماهت رو میبوسم و برات آرزوی موفقیت و شادی میکنم
نرگس
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 07:50 ب.ظ
پاسخ:
سلام نرگس جان خوشحالم روشن شدی و ممنونم که همیشه با من همراه هستی، ایشالا نی نی خودت به سلامتی به دنیا بیاد و دنیات رو رنگی تر از قبل کنه.
هورا ا ا مبارکه خیلی خوشحال شدم!!! ایشالا مشکل خونه هم حل می شه. نگرانی ها تموم شد...

اقامت گرفتن و دردسر هاش ... استرسهاش!!! واقعا اذیت می کنه!
منم موافقم باهات! اگه زبان بلد باشیم همه چی حله. مورد مشابهش رو من هم داشتم. من واسه اپلای دانشگاه هم کل سایت هر دانشگاه رو میخوندم و همه چی دستم می اومد. بعد مثلا می دیدم یه سری افراد از این طریق پول در می یارن! واسه اپلای یکی دیگه پول می گیرن!!! به همسرم به شوخی گفتم خوبه ها ما هم یه موسسه بزنیم! درا مد خوبیه!!!
پنج‌شنبه 6 اسفند 1394 ساعت 07:52 ب.ظ
پاسخ:
دقیقاً این جمله رو وقتی همسرم داشت برای دکتری اپلای می کرد منم بهش گفتم آخه بعد از یه مدت دستت میاد که چی به چیه، فکر کن من که رشته ام با همسرم یکی نبود هر شب پا به پاش وبسایت دانشگاه ها رو می گشتم و شرایطشون رو می خوندم و دیگه یاد گرفته بودم باید چکار کرد.
ما هم دقیقا همین چند مدت برناممون همین بود:)
تو یه کشور منتظر ویزای یک کشور دیگه و جالب اینکه جند هفته پیش از سفارت به رئیس همسرم زنگ زدن و گفتن که امروز تحریمها کاملا برداشته شده و ویزای کارمندتون تا چند روز دیگه آماده است! اولین واکنش من هم آقای ظریف متشکرم بود
امیدوارم موفق باشی امی جان و خونه راحت پیدا کنی که واقعا می دونم چقدر سخته.
جمعه 7 اسفند 1394 ساعت 09:56 ق.ظ
پاسخ:
مرسی عزیزم، ویزای شما هم مبارک باشه می دونم که بعد از مدتی بلاتکلیفی و نگرانی خیلی می چسبه.
1 2 3 >>


  • جعبه جادویی