X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

همچنان به دنبال خونه

امروز سومین روزی بود که من و دخترک شیرینم تنها توی این شهر بودیم. همسر دو روزه داره می ره خونه ها رو می بینه. اوضاع خونه یه جورایی باورکردنی نیست. دیروز دوشنبه صبح اول وقت یعنی بین ساعت 9 تا 10 صبح دو تا از 3 تا خونه سوگلی ما توی همین زمان کوتاه اجاره داده شدن و همسر هنوز توی هتل بود و وقت اولین قرارش هم نرسیده بود که آژانس های مربوط بهش زنگ زدن و گفتن آقا قرارتون کنسله اونا رو روی هوا بردن! ما رو باش که می خواستیم سر اجاره بالای یکی شون چک و چونه بزنیم بریم بابا دلمون خوشه!

یک دونه دیگه رو همسر رفت دید اما می گه جای خیلی خیلی ساکت و خلوتیه به طوری که توی راه که می رفتم دلم گرفت چه برسه آدم بخواد اینطور جاها زندگی کنه منم ترجیح می دم ویکندها همچنان با سروصدا مزاحممون بشن ولی عوضش یک جای زنده شهر زندگی کنیم و بقیه روزهای هفته از اینکه چهار تا آدم و ماشین و رفت و آمد می بینیم دلمون باز بشه تا یه گوشه به شدت ساکت باشیم و فکر کنیم تنها موجودات کره زمین ما هستیم!  ولی خود خونه خوب بود مخصوصاً انباری هاش جادار بودن حالا نمی دونیم چکار کنیم فعلاً از اول لیستمون سقوط کرد.

دو سه تا دیگه هم از دیروز ظهر تا الان اجاره داده شدن صاحب  یکی از خونه ها هم گفته بود من خونه ام رو به بچه دارها نمی دم و قرار اونم کنسل شد عجیب تر اینکه امروز همسر برای دیدن یک آپارتمان که درست مرکز شهر و وسط کلی فروشگاه شیک و پیک بود قرار داشت و وقتی رسید اونجا دید 4 نفر دیگه هم همزمان باهاش رفتن تو! کارمند آژانس هم بهشون گفته بود هر کی زودتر اوکی بده قرارداد رو با همون می بندیم و همسر توی فاصله دو دقیقه ای که به من زنگ زد تا نظرم رو بپرسه یکی دیگه گفته بود من می خوام و خونه رو به اون دادن!! بعد خود اون خانم گفته بود این که چیزی نیست من دیروز رفته بودم یک خونه رو ببینم همزمان با من به 15 نفر دیگه هم وقت داده بودن یعنی این 16 نفر فقط چند ثانیه وقت داشتن نظرشون رو اعلام کنن و یکی که زرنگ تر بوده خونه رو از چنگ 15 نفر دیگه درآورده بوده!!! راستش از وقتی اینا رو شنیدم با خودم گفتم بزنم تو خط املاک کار و بارشون سکه است به خدا!

الان باز چند تا خونه دیگه پیدا کردم و به همسر لینک دادم و براشون وقت گرفته که روزهای دیگه بره ببینه ولی با این وضعیت خونه پیدا کردن خیلی سخته آدم که نمی تونه توی همون ثانیه اول که دید نظرش رو بگه پس تکلیف بقیه خونه ها چی می شه؟ انگار توی منگنه قرار گرفتی و اصلاً امکان مقایسه موردهایی که دیدی وجود نداره طفلی همسر که با سرما خوردگی از اینور به اونور آواره است تنها و مریض و بلاتکلیف، امروزم برای دیدن یکی از خونه ها زیر بارون منتظر اومدن کارمند آژانس ایستاده و خیس آب شده و همونطور خیس رفته هتل امیدوارم حالش بدتر نشه، این سرماخوردگی چی بود توی این بلبشو به جون ما سه تا افتاد؟ 

امروز رفتم بیمارستان تا برای خودم و دخترم وقت بگیرم پذیرش می گه تا 15 مارچ یعنی دو هفته دیگه جاها پره و باید فردا ساعت 8:30 صبح زنگ بزنی که بهت وقت اورژانسی بدیم! آخه زنگ بزنم بگم من سرما خوردم موردم اورژانسیه؟!!!

و دیگه اینکه امروز از آژانسی که باهاشون قرارداد خونه رو بسته بودیم دو نفر اومدن برای بازرسی خونه، همه جا رو به دقت دیدن و یادداشت برداشتن و چند تا سؤال هم پرسیدن حتی برای امتحان روی مبل ها نشستن ببینن سالم هستن یا نه! در آخر راضی بودن و گفتن آپارتمان خوبی دارین و از این حرفا ... این یعنی خونه رو توی این سه سال خوب نگه داشتیم و ایراد خاصی نتونستن بهش بگیرن امیدوارم نظر صاحبخونه هم همین باشه.

دیشب از حجم کارهایی که باید انجام می دادم بعد از خوابوندن بچه تا 4 صبح از اینور به اونور می رفتم و برای اینکه عروسکم از خواب بیدار نشه تند تند شکلات های ضدسرفه می خوردم. ویروس سرماخوردگی اونم از نوع سمجش خر است! سردرد و بی حالی و سرفه خر است! قرص  مسکن و سرماخوردگی تسکو هم خر است! آخه قرص هم اینقدر شلغم؟!

( ببخشید من بی ادب شدم ولی اینایی که گفتم خرن حقشونه! )


آهان: این دوستایی که هی توی پیغام خصوصی می پرسن چرا بخش کامنتدونی برای من نیست یا چرا نمی تونم کامنت بذارم؟ دلیلش واضحه چون کامنتدونی بعضی پست ها رو می بندم!  




  • جعبه جادویی