X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

همه چیز به سرعت در حال عوض شدنه

امروز رفتم قنادی برای خودم نون خامه ای خریدم از همونا که گرده و توش پر از خامه است. حساب خیلی چیزا توی ایران از دستم در رفته مثلاً نمی دونستم که الان اگه یک خانم تنها در حال قدم زدن چیزی بخوره این در جامعه امروز ایران عادی محسوب می شه یا یک نوع سنت شکنیه و همه با تعجب بهش نگاه می کنن؟! خوب این کار در انگلیس کاملاً  عادیه حتی خیلی ها در حال راه رفتن قهوه می نوشن زن و مرد هم نداره، اما من مدت هاست که در کشور خودم نبودم و عادات و فرهنگ مردم هم بخصوص در شهرهای بزرگ به سرعت در حال عوض شدنه اما اطلاعات من آپدیت نیست.

قبل از اینکه وارد قنادی بشم زنگ زدم و از مامانم پرسیدم که شیرینی خوردن یک خانم اونم شیرینی خامه ای در حال قدم زدنش کار عجیبی محسوب می شه؟! مامانم با خنده گفت نه دخترم بخور راحت باش، چرا باید این کار عجیب باشه؟

 شاید سؤالم احمقانه به نظر می رسید ولی من ترجیح می دادم سؤالم احمقانه باشه تا کارم و همه با تعجب بهم خیره بشن. بعد هم که وارد قنادی شدم دیدم قیمت ها رو به کیلو زدن با خجالت از خانم فروشنده پرسیدم می تونم فقط 3 تا دونه بخرم؟ اونم با لحنی که بابا معلومه که می تونی گفت آره ... دونه ای خریدن هم در انگلیس مرسومه اونجا حتی می شه یک قاچ هندونه خرید! یعنی برای اینکه کسی بیشتر از حد نیازش نخره و اضافه اش رو دور نریزه هندونه ها و میوه هایی مثل این رو به چند قاچ تقسیم می کنن و روی هر کدوم سلفون می کشن و جدا جدا می فروشن اما تا اونجایی که می دونستم در ایران نمی شد برای همین با تردید این رو از شیرینی فروش پرسیدم، بعد با خودم گفتم بابا امی مگه تو چند ساله از ایران دور بودی؟ همش 6 سال، مگه توی این 6 سال چقدر تغییرات اتفاق افتاده؟ بعد که به مردم و خیابون ها و مدل لباس ها حتی طرز حرف زدن دخترا و پسرا نگاه کردم دیدم واقعاً خیلی تغییرات اتفاق افتاده حتی یک چیزایی سال به سال عوض می شه. یکی دیگه از این تغییرات خرید مردم با استفاده از کارت های بانکیه، یادمه وقتی از ایران می رفتم این کارت ها تازه داشت مد می شد یعنی همه فروشگاه ها دستگاه کارتخوان نداشتن فقط فروشگاه های بزرگ داشتن و مردم بیشتر خریدهاشون رو با پول نقد انجام می دادن اما الان تمام فروشگاه ها و مغازه های بزرگ و کوچیک دستگاه کارتخوان دارن و مردم هم بیشتر ترجیح می دن با این کارت ها خرید کنن فروشگاه که سهله حتی دستفروش ها هم دستگاه کارتخوان دارن!!!! به جان خودم دستفروش هایی رو دیدم که با دستگاه سیار از حساب مشتری پول برمی داشتن و جنساشون رو می فروختن! خیلی باحال بود اینم از اون چیزایی بود که توی سفر پارسالم به ایران ندیده بودم و گویا امسال رواج پیدا کرده.

وقتی با همسر بیرون می رم چون همش با هم در حال حرف زدن هستیم زیاد به مردم و این چیزا دقت نمی کنم ولی وقتی خودم تنها بیرون می رم یه چیزایی تازه به چشمم میاد، خلاصه که تصمیم گرفتم چند روز فقط به همه چیز دقت کنم تا حساب یه چیزایی دستم بیاد.


لپ تاپ جدیدم با اینترنت خونه پدری مشکل داره وقتی کانکت می شم تمام سرعت و حجم اینترنت رو به یکباره می بلعه و معلوم نیست به مصرف کجاش می رسونه ؟! سرعت نت بقیه هم به شدت افت می کنه هرچقدر توی ستینگش بالا و پایین رفتم و گزینه های آپدیتش رو دیسیبل کردم بازم فایده نداشت حتی برای آپ کردن وبلاگم هم جرأت کانکت شدن ندارم فقط صفحه مطلب جدید رو باز می کنم و سریع دی سی می شم و پست جدید رو به حالت آف لاین می نویسم و باز برای انتشارش دوباره کانکت می شم ... پشیمون شدم با خودم لپ تاپ آوردم، 2.5 کیلو وزنشه دو بار هم توی فرودگاه چکش کردن تازه پرواز برگشت رو بگو که دو استاپه است و قراره 3 بار ازم بخوان که از توی بگ درش بیارم و جداگانه بذارمش زیر دستگاهشون، همه این بارکشی ها بیخودی بود .


  • جعبه جادویی