X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

مهمونی های خانوادگی

سوالاتی که این روزا توی مهمونی های خانوادگی مدام ازمون می پرسن البته هر سال که میایم ایران ازمون می پرسن بعد که می ریم و سال بعد برمی گردیم دوباره از اول می پرسن! :


اونجا خوش می گذره؟

به غربت عادت کردین یا نه؟

ایران بهتره یا اروپا؟

آب و هوای اونجا چطوره؟

چکار می کنی اونجا؟ سر کار نمی ری؟

می خوای ادامه تحصیل بدی یا نه؟!

بچه دوم نمی خواین؟

قصد دارین برای همیشه بمونین یا برگردین؟

بعضی از فامیل های دورتر که اصلا نمی دونن ما الان دیگه انگلیس زندگی نمی کنیم و وقتی می شنون کلی تعجب می کنن و باید از اول همه چیز رو براشون تعریف کنیم که چرا رفتیم؟ آیا اسکاتلند رو دوست داریم یا نه؟ انگلیس بهتره یا اسکاتلند؟ 

و .....

یعنی امشب یه عده رو یه جا می بینیم قطعا یکی یا چند تا از این سوالا رو می پرسن بعد فردا شب که یه عده دیگه رو می بینیم دوباره همین وضع برقراره و بگیر برو تا آخر سفر! بعضی وقتا دیگه کلافه می شم که همش باید جواب های تکراری بدم بعضی سوالات هم که خصوصیه و اصولا نباید پرسیده بشه مثل همین سوال در مورد بچه دوم که الی ماشاء الله توی مهمونیا بازارش گرمه.

فکر می کردم از شر سوالات تکراری اندر تکراری بعضی از خواننده های وبلاگ یه مدتی راحت شدم ولی اینجا هم باید هر شب جوابگو باشیم! البته بعضی از این سوالا روتین مهمونیاست ولی آخه هر سال؟ مگه جواب هاش رو سال قبل و سال ها ی قبل ترش نگرفتن؟! مثلا آب و هوا که همیشه همونه مگه عوض می شه؟! 


یک هفته است اومدیم شهر خانواده همسر. خانواده من برای اینکه بازم پیش ما باشن از تهران اومدن اینجا و بعضی شب ها باهاشون می ریم بیرون، کار جالبی کردن اینطوری دلم نمی گیره که ازشون دورم ولی امشب باز داریم می ریم سفر البته با خانواده همسر، بعد که برگردیم باز یک سفر چند روزه دیگه در پیش داریم اونم که تموم بشه برمی گردیم تهران پیش خانواده من.

چه با سرعت داره سفر امسالمون به ایران تموم می شه کمتر از یک ماه دیگه باید برگردیم ...


دیگه لپ تاپم رو روشن نمی کنم و با موبایل آپ می کنم که سخته برای همین امسال کمتر می تونم از ایران پست بذارم.



  • جعبه جادویی