X
تبلیغات
رایتل

من و همسرم در اروپا

کریسمس امسال، گرم و صمیمی و خوب

امروز یکشنبه  25 دسامبر روز کریسمس بود و توی این سال ها بهترین کریسمسی بود که داشتیم شاید علتش وجود دخترکم بود که چون امسال بزرگ شده و درک بهتری از بابانوئل و کادوهاش و این جشن ها پیدا کرده ما هم سعی کردیم همه  چیز رو به بهترین شکل براش برگزار کنیم که توی نرسری جلوی دوستاش و تعریفاتی که از تعطیلاتشون و هدایاشون خواهند داشت کم نیاره، دلم نمی خواد وقتی اونا چیزی تعریف می کنن بچه من واسته مات بهشون نگاه کنه و خودش رو جدا از گروه همسن و سال هاش بدونه. 

برای همین برخلاف سال های گذشته امسال درخت کریسمس چیدیم وای چه ذوقی داشت برای چیدنش اول درخت رو سر هم کردیم و توی مدتی که من داشتم شاخه های درخت رو از هم باز می کردم این بچه مثل یک گنجشک از خوشحالی نغمه سر داده بود چقدر برام جالب بود که یک درخت خالی هم می تونه کلی ذوق در یک بچه به وجود بیاره و روزش رو بسازه وسایل تزئینیش رو یکی یکی می ذاشت جلوی من و ازم می خواست از درخت آویزونشون کنم که بعد از حدود دو ساعت کار حاصلش این شد:


عکس حذف شد


خودم هم به ذوق اومده بودم به هر حال دیدن زیبایی هر چیزی که باشه آدم رو سر شوق میاره.

از مدت ها پیش برای بچه از سنتا گفته بودیم و اینکه اگه دختر خوبی باشه و به حرف مامان و بابا و مربی هاش گوش بده و با بچه های دیگه درست رفتار کنه و باهاشون دوست بشه سنتا همه اینا رو می بینه و شب کریسمس براش هدیه های خوب میاره! جالبه که این بچه چنان این قصه سنتا رو باور کرده بود که واقعاً رفتار و اخلاقش خیلی بهتر و حساب شده تر بود من هر روز که می رفتم نرسری دنبالش از مربی هاش گزارش اون روز کارهاش رو می خواستم و اونا هم می گفتن که ازش خیلی راضی هستن و جالبه که دو تا از مربی ها به من گفتن که دختر شما از یکی از پسرها به نام آنتونیو خوشش اومده و رفته بهش گفته آی لاو یو  بعد من فکر کردم معنی این جمله رو نمی دونه و همینطوری یه چیزی به پسره گفته وقتی ازش معنیش رو پرسیدم با خجالت گفت یعنی دوستت دارم! یعنی رفته با همه احساسش به پسره اظهار علاقه کرده، چشم من و باباش روشن! اینم از اولین دوست پسر دختر ما، خدا به خیر کنه آینده رو!!

خلاصه که ایشون چون گود گرل بودن مامانشون هم پنهون از چشمشون رفتن و اسباب بازی ها و چیزهایی که می دونستن چشمشون دنبالشونه خریدن و کادو کردن و گذاشتن زیر درخت و به ایشون وعده داده شد که امشب که بخوابه سنتا قراره یواشکی بیاد و کادوهاش رو براش بیاره. جالبه که امروز صبح این بچه به محض اینکه بیدار شد با عجله از تختش اومد بیرون و گفت مامان سنتا برام گیفت آورده؟! من و باباش هم با اشتیاق از چشم های خوابالود و موهای به هم ریخته و حرکاتش فیلم می گرفتیم که تندی دوید توی هال و طرف درخت و وقتی کادوهاش رو اونجا دید از خوشحالی ایستاد سر جاش و چند لحظه نگاهشون کرد بعد آروم رفت طرفشون و برشون داشت و وقتی دید واقعی هستن شروع کرد با ذوق کودکانه یکریز حرف زدن، با کمک هم بازشون کردیم و هر کدوم که باز می شد برق خوشحالی رو توی چشم های فرشته گونه اش می دیدم و دلم از شوق می لرزید همسر هم با لبخند رضایت از این صحنه ها فیلم می گرفت چقدر لذت بخشه وقتی بچه ات رو خوشحال می کنی 


عکس ها حذف شدند


خلاصه  اینطوری برای خودمون یک روز خوب درست کردیم با کلی حس خوب، می دونم که کریسمس مال ما نیست اما بچه ما داره توی همین جامعه و با همین فرهنگ بزرگ شه اون باید تمام این جشن ها رو تجربه کنه تا توی مهدکودک و مدرسه خودش رو جدا از دوستاش و تنها حس نکنه، از طرفی هم من معتقدم شادی به هر بهانه ای خوبه چه اشکالی داره ما هم کریسمس رو جشن بگیریم و الکی برای خودمون لحظات خوب خلق کنیم؟  من وقتی بعد از ناهار از پنجره هال به بیرون نگاه می کردم احساس آرامش عمیقی داشتم هم به خاطر دخترکم که عروسکی که کادو گرفته بود دائم توی بغلش بود لباسی که کادو گرفته بود هنوز توی تنش بود و باهاش خودش رو یک شخصیت کارتونی احساس  می کرد و رفته بود توی محیط کارتون و خوش بود هم به خاطر اینکه به این باور رسیدم که این ما هستیم که می تونیم از لحظاتمون شادی و آرامش خلق کنیم همه 

چیز دست خود ماست، حتی  دیدن کوچه خلوت که نشان دهنده این بود که الان تمام این همسایه ها با خانواده هاشون دارن جشن می گیرن بهم حس رضایت و آرامش می داد


 عکس حذف شد


دیدن چند قسمت از سریال شهرزاد توی یک روز تعطیل هم خیلی چسبید از این سریال خوشم اومده مشخصه که خیلی برای ساختش هزینه شده و خوشحالم که دی وی دی

 هاش رو خریدم و سهم خودم رو از دیدنش به تهیه کنندهاش پرداخت کردم

___________

تبریک می گم روز میلاد مسیح رو به همه دوستان مسیحی عزیزم و امیدوارم همگی شما چه مسیحی چه غیرمسیحی روز خوبی رو پشت سر گذاشته باشید و روز زیبای دیگه ای در انتظارتون باشه


  • جعبه جادویی